توسعه استراتژی CRM

 

“برنامه ای است در سطح بالایی از فعالیتهایی که توسط مردم تنظیم می شود و فرآیندها و تکنولوژیهایی که برای بدست آوردن اهداف مرتبط با مشتری مورد استفاده قرار می گیرد”

توسعه و گسترش استراتژی CRM با یک تحلیل موقعیتی و تحلیلی آغاز می شود. این تحلیل و بررسی برای توصیف، فهم و ارزیابی استراتژی مشتری جاری به وجود می آید. این امر به داشتن یک چارچوب سازمانی برای راهنمایی تحلیل و بررسی شما کمک می کند. این نمونه ی پیچیده ای از CRM ممکن است در اینجا کمک کند، چارچوب مفید دیگری که در اینجا مطرح شده مکعب استراتژی مشتری می باشد، که این مکعب یک تحلیل سه بعدی از بخشهای بازاریابی شرکت ها می باشد، پیشنهادات بازاریابی و کانالهای آن (راههای بازاریابی) این تحلیل وضعیتی پاسخی به سوال “ما الان کجا هستیم” و اینکه “ما چرا در اینجا قرار گرفته ایم” می باشد که در اصطلاح مکعکب سه بعدی جای دارد.

شکل بالا، مکعب استراتژی مشتری، یکی شرکتی است که 4 پیشنها متفاوت را به 5 بخش بازار متفاوت از طریق سه کانال مختلف می فروشد. هرکدام از بلوکهای این مکعبت ممکن است واحد تجاری بالقوه ای باشد که موضع تحلیل وضعیت می باشند در حقیقت بیشتر تجارتها تمام واحدهای بالقوه ی خود را اجرا نمی کنند. آنها بهترین ها را انتخاب می کنند و آن را اجرا می کنند.

محصولات مالی فروخته شده ی AMP از طریق شبکه ی مستقل و برنامه ریزی مالی برابر صورت می گیرد. آنها به طور مستقیم محصولات را به مشتری نمی فروشند.  البته تمامی ارائه ها به همه ی بخشهای بازاریابی و از طریق همه ی کانال ها فروخته نمی شود. این تحلیل موقعیتی سه بعد مکعب استراتژی مشتری را به طور مستقل و وابسته مورد بررسی و مطالعه قرار میدهد و برخی سوالات هم در این بین مطرح می شود.

مشتری ها و بخش ها:

  • کدام بخش هدف ماست؟
  • کدام بهش احتیاجات ما را برآورده می کند؟
  • مقاصد و اهداف فروش و بازاریابی مرتبط با مشتری چیست؟
  • مقدار قیمت فروش به مشتری چقدر است؟
  • استراتژی کسب سود مشتری چقدر است و چه اندازه مؤثر می باشد؟
  • مشتریان ما درباره ی تجارت خودسان و تجارت ما چگونه فکر میکنند؟
  • کدام فرآیند مدیریت مشتری بیشترین تاثیر را بر روی قیمت های ما و تجارت خود مشتری دارد؟
  • کدام تکنولوژی را بایستی برای حمایت و بازاریابی و فروش و عملکرد سرویس ها و خدمات استفاده کرد و چگونه آنها به خوبی عمل می کنند؟

پیشنهادات بازار:

  • کدام محصول را ما ارائه می دهیم؟
  • استراتژی های اجناس ما چیست؟ (جنس، نوع، رنگ، مارک)
  • میزان شناخته شدن محصولات ما چقدر است؟
  • رقیبان ما در اینجا چه کسانی هستند؟
  • فواید و مزایای رقیبان ما چیست؟
  • تجارب مشتریان ما در ارائه های ما چقدر می تواند مفید باشد؟
  • قیمت های ما نسبت به قیمت های رقیبان چگونه است؟
  • تفاوت های ما در چیست؟

کانال ها

  • چه راهکارها و کانالهایی را برای مشتریان باید استفاده کرد؟ مستقیم یا غیر مستقیم؟
  • کدام کانالها بیشترین تاثیر را دارند؟
  • چه سطحی از نفود این کانالها در اختیار ماست؟
  • کدام کانالها از اهمیت بیشتر و کدام ها کم اهمیت تر هستند؟
  • توزیع رقبای ما چگونه است؟
  • دیگران درباره ی تجاربشان و تجارت ما چه فکری می کنند؟
  • کدام فرآیند مدیریتی کانالها بیشتری اثر را بر قیمت های ما و تجارت اعضای کانال دارد؟

هدف این بازبینی و حسابرسی بدست آوردن بینش واضح و روشنی به درون نقاط وقت و ضعف استراتژی های شرکت های مشتری می باشد. این اطلاعات می توانند از مدیران، مجریان و ارتباط مشتری و مردم و خود مشتریان بدست آید. اهداف تجارت می توانند مورد بررسی و مطالعه قرار بگیرند. یکی از خروجی ها ممکن است طرح تعامل مشتری باشد.

 

مفهوم واژه مدیریت ارتباط با مشتری (Customer Relationship Management) چیست؟

هزینه راضی نگه داشتن مشتری و ترغیب وی به خرید دوباره از شرکت (یا فروشگاه) از هزینه ها و مشکلاتی که در راه جذب یک مشتری جدید پیش روی ما قرار دارد، بسیار کمتر است.(١)علاوه بر این رضایت هر مشتری می تواند باعث تبلیغ رایگان شرکت توسط وی و در نتیجه جذب مشتریان جدید باشد.از این رو است که شرکت ها در کنار سیاست های خود برای جذب مشتریان جدید توجه ویژه ای را نیز مبذول به حفظ و نگهداری مشتریان فعلی و قدیمی خود می کنند.تدوین استراتژی های مدیریت ارتباط با مشتری(Customer Relationship Management) یکی از روشهایی است که شرکت ها در جهت ارائه خدمات بهتر به مشتریان و همچنین بدست آوردن آماری تحلیلی از مشتریان خود بکار می گیرند.”هدف عمده یک سیستم مدیریت ارتباط با مشتری اینست که با استفاده از فرآیند های قابل اطمینان و رویه های تعامل با مشتریان ، شرکت را در خدمات رسانی بهتر به آنها یاری دهد.”(٢)

یک استراتژی موفق CRM تنها با نصب بسته نرم افزاری که برای پشتیبانی از فرآیند های مربوطه طراحی شده قابل پیاده سازی نیست و رویکردی کلی که شامل آموزش کارکنان، اصلاح روند کاری بر پایه نیاز های مشتریان ، گزیش سیستم های مبتنی بر فناوری اطلاعات مربوط (شامل نرم افزار و سخت افزار) در کنار کاربرد این فناوری ها می تواند شرکت را در اتخاذ یک سیاست کارا و موثر در این زمینه یاری می دهد.

● کاربردهای مدیریت ارتباط با مشتری مختلف CRM:
CRM ها از نظر کاربرد به سه بخش تقسیم می شوند:
١) عملیاتی که وظیفه ی خودکار سازی فرآیند های ابتدایی تجارت از قبیل فروش، بازاریابی و … را به عهده دارد.
٢) تحلیلی که به تحلیل رفتارهای مشتری و پیاده سازی هوشمندی کسب و کار (Business Intelligence) می پردازد.
٣) همکاری (Co-operational) که تضمین کننده ی تماس با مشتریان از طریق تلفن، ایمیل، فکس، وب و … است.

بخش عملیاتی CRM بطور معمول شامل سه حوزه عمومی کسب و کار یعنی خودکار سازی عملیات بخش فروش (Sales Force Automation) یا SFA، پشتیبانی و خدمت به مشتری (Customer Service and Support) یا CSS و خودکارسازی عملیات بازاریابی (Enterprise Marketing Automation) یا EMA می باشد.بخش بازاریابی فراهم کننده اطلاعاتی در خصوص رقبا، گرایش بازار و متغیر های کلان محیطی است.بخش مدیریت فروش برخی از فرآیند های فروش و مدیریت فروش شرکت را خودکار می کند. این بخش به جمع آوری و دنبال کردن اطلاعات مربوط به عادات خرید، پسند و سلیقه و جمعیت شناسی مشتریان و کارآیی کارکنان بخش فروش می پردازد.بخش خدمات مشتری نیز مامور خودکار سازی برخی خدمات از قبیل درخواست اطلاعات، شکایات، محصولات مرجوعی و … است.
نرم افزار های مجتمع CRM(که هر سه کارآیی فوق را دارا می باشند) را اغلب راه حل های دفاتر ظاهری (Front Office Solution) نیز می نامند زیرا این نرم افزار ها بطور مستقیم به تعامل با مشتریان می پردازند.

● مزایای استفاده از مدیریت ارتباط با مشتری CRM
حامیان استفاده از CRM مزایای استفاده از آن را در دو زیر مجموعه ی بهبود خدمات رسانی به مشتری و بهبود روابط مشتری تقسیم بندی می کنند.

۱) خدمات مشتری:
مزایای این حوزه عبارتند از:
▪ فراهم آوردن اطلاعات محصول ، راهنمای کار با محصول و کمک های فنی بطور ٢٤ ساعته و در ٧ روز هفته بروی وب سایت شرکت
▪ کمک به شناخت سریع مشکلات بالقوه پیش از اتفاق افتادن
▪ فراهم آوردن مکانیسمی کاربرپسند برای ثبت شکایات (شکایات ثبت نشده قابل حل نیستند و از مهمترین عوامل نارضایتی کاربران بشمار می روند.)
▪ فراهم آوردن مکانیسمی سریع برای حل مشکلات و رسیدگی به شکایات
▪ قراهم آوردن مکانیسمی سریع در شناخت کمبود ها و نارسائی ها
▪ شناخت نیازمندی ها و توقعات هر فرد و تدوین استراتژی خاص هر فرد با توجه به نیازمندی های وی
▪ استفاده از Cookie های اینترنتی برای پی گیری علائق کاربران و ارسال پیشنهادات شخصی برای وی بر همین اساس و….

۲) روابط مشتری:
مزایای این حوزه عبارتند از:
▪ امکان پی گیری و دنبال کردن علایق ، نیاز ها وعادات خرید کاربران و تنظیم استراتژی بازاریابی بر این اساس
▪ پی گیری و دنبال کردن کالای مشتری در طول چرخه حیات آن
▪ مزایای فوق در دراز مدت منجر به رضایت مشتری ، تضمین خرید دوباره ، بهبود رابطه با مشتری و ایجاد حس وفاداری در مشتری ، افزایش دفعات بازگشت مشتری و کاهش هزینه های بازاریابی ،افزایش درآمد فروش و در نتیجه افزایش سود شرکت می گردند.

● کارکردهای فنی مدیریت ارتباط با مشتری:
یک نرم افزار CRM با کارکرد های زیر شناخته می شود:
١) قابلیت درجه بندی (Scalability): توانایی اینکه با درجات گوناگونی قابل استفاده باشد و بطور معتبری قابلیت توسعه به درجات استفاده مورد نیاز دیگر را نیز داشته باشد.
٢) کانال های ارتباطی چندگانه:توانایی برقراری ارتباط و رابطه با کاربران با دستگاه های مختلف (از قبیل تلفن، وپ، اینترنت و غیره) را داشته باشد.
٣) جریان کار(Workflow):قابلیت پیدا کردن مسیر کار در سیستم بصورت خودکار و بر پایه مجموعه قوانینی که برای آن تعریف می شود را داشته باشد.
٤) پایگاه داده: تمام اطلاعات مربوط به تراکنش مشتریان بصورت متمرکز ذخیره کند.
٥) ملاحظات حریم خصوصی مشتری:به عنوان مثال با استفاده از مخفی سازی و تغییر داده ها از سرقت و سو استفاده اطلاعات شخصی مشتریان جلوگیری کند.

امروزه شرکت های زیادی از جمله مایکروسافت، اوراکل، IBM و AMDOCS در زمینه ساخت سیستم های مدیریت ارتباط با مشتری فعالیت میکنند که هر یک از آنها با تکیه بر قابلیت های خاص خود و همچنین سازگاری با سایر محصولات مدیریت فرآیند کسب و کار (Business Process Management) مشتریان خاص خود را دارند.علاوه بر اینها نرم افزار های بازمتنی نیز در این زمینه وجود دارند که در ستون تجارت این هفته به برخی از آنها اشاره شده است.
گروه مشاوران بوستون در تحقیقی اعلام کرده اند که هزینه جذب آن لاین یک مشتری جدید بطور متوسط برابر ٣٤ دلار و هزینه حفظ مشتری فعلی و ترغیب وی به خرید دو باره در حدود ٧ دلار است.

ترجمه و گردآوری: سعید رستگار

باز کردن قفل پتانسیل واقعی خود CRM

شما می دانید چگونه بزرگ تاثیر CRM خود را در تیم فروش خود داشته است. اما وقتی که می آید به اتوماسیون بازاریابی، شما هنوز هم ممکن است برخی از سوالات–مانند، آنچه در آن است، چرا آن ارزش سرمایه گذاری من، و این واقعا درست نیست مثل من CRM انجام?

اما نه تنها این فن آوری قدرتمند در هدف و عملکرد متفاوت آنها در واقع کار دست در دست به عنوان ابزار مکمل بسیار. اتوماسیون بازاریابی نیست فقط با ادغام و ساخت از داده ها در حال حاضر موجود در CRM خود را; آن واقع داده ها در سیستم خود را به استفاده بیشتر، بیشتر personalizing خریدار خود را تجربه و افزودن ارزش به سرمایه گذاری خود را در CRM خود را می تواند.

بیایید نگاهی به چند تفاوت بین این دو سیستم عامل، و چگونه شما می توانید استفاده از این تفاوت ها برای باز کردن واقعی را بالقوه از CRM خود را.

کارشناسی ارشد در مقابل CRM-01
استفاده از تیم فروش خود بینش بیشتری می دهد.

فراتر از اطلاعات پایه جمعیتی. با اتوماسیون بازاریابی شما به ردیابی دقیق رفتاری، شما اجازه می دهد گودی می تواند و خود فروش تکرار کنید که چشم انداز خود صفحات بازدید از چه نوع مطالب آنها علاقه مند و جایی که آنها هستند در چرخه خرید — راست از درون خود CRM. این لیست جامع از چشم انداز فعالیت های بی نظیر دیدی دقیقا چه منجر خود، امکان استفاده از تیم فروش خود را به مکالمات خود را به فرد و گرفتن حق به نقطه علاقه مند فراهم می کند.

اولویت منجر به طور موثر.

در چه نقطه منجر انجام به فروش تکرار اختصاص داده می شود؟ چگونه شما می دانم که آنها واجد شرایط که آیا آنها را به رفتن? بازاریابی اتوماسیون فرایند تخصیص سرب قرار داده می توانید بر روی خلبان اتوماتیک بر اساس اطلاعات جمع آوری شده و مخلوط سرب نمره و درجه بندی مدل تنظیم توسط کاربر. زمانی که منجر رسیدن به آستانه نمره و درجه، آنها به طور خودکار برای فروش تکرارهای بر اساس قوانین کسب و کار پیچیده برای خاک محصول و بیشتر می توان شده. علاوه بر این، استفاده از تیم فروش خواهد شد قادر به نمره و رتبه در CRM کمک به آنها را اولویت بندی منجر داغترین و اطمینان از اینکه رهبری تخصیص عادلانه و کارآمد و موثر است.

از دست دادن سرب را کاهش می دهد.

نه همه واجد شرایط منجر به بحث هستند با نماینده فروش سرب پرورش برای چشم انداز غیر فروش آماده می شود مارادونا پرورش مسیر قرار می گیرد و به تدریج منابع بیش از زمان ارسال آنها را به حالت آماده فروش آموزش اجازه می دهد تا. این نه تنها موجب صرفه جویی در وقت با ارزش خود را فروش تکرار اما همچنین تضمین می کند بازاریابی که سخت به دست آمده منجر به اتلاف، افزایش ارزش پایگاه داده خود را نمی رویم. که تکرار می توانند اقامت تا تاریخ در چگونه خود را درگیر با این کمپین است داده ها از سرب پرورش کمپین (مانند ایمیل های فرستاده شده و باز) در CRM نمایش داده می شود. تکرار نیز می توانید به اضافه کردن منجر به لیست های خاص و مبارزات پرورش از به طور مستقیم در CRM.

 

به‌کارگیری نرم‌افزار CRM

بیش از سه دهه است که شرکت ویکترکس در بازار ساخت محصولات پلیمری پیشتاز است. محصولات این شرکت در صنایع مختلف به عملکرد بهتر شرکت ها کمک می‌کنند. مثلاً راهکار ثبت شده مواد سبک این شرکت که قطعات صنعتی سنگین را با قطعات سبک جایگزین می‌کنند؛ به این ترتیب طول عمر ابزار و تجهیزات تولید در محیط‌های تحت فرسایش بالا، بیشتر می‌شود و به سبب نیاز کم‌تر به روغن‌کاری آن‌ها، تعداد چرخه‌های تولید نیز افزایش می‌یابد. ویکترکس در حوزه‌های دیگری مانند تولید فیلم‌های پلیمری، کامپوزیت‌ها، لوله‌ها، پوشش‌های سطح و … نیز فعالیت‌های گسترده‌ای دارد.

شرکت ویکترکس به رغم بی‌ثباتی‌های اقتصادی و تأثیرات آن بر تولیدات صنعتی، توانسته رشد درآمد سالیانه خود را محقق کند اما از سویی با وجود این عملکرد مثبت نتوانسته از تمامی فرصت‌های رشد خود بهره بگیرد. این مسئله عمدتاً به سبب استفاده از سیستم‌های قدیمی برای مدیریت ارتباط با مشتری بوده است؛ سیستم‌هایی که توانایی فراهم کردن اطلاعات به موقع و بینش‌هایی مبتنی بر هوشمندی کسب‌وکار را ندارند.

نیازمندی‌های ویکترکس

همانند بسیاری از کسب‌وکارهای در حال رشد، ویکترکس نیز با مشکل عدم کارآمدی سیستم‌های موجود برای اداره کردن امور ارتباط با مشتریان مواجه شد. گسترش فعالیت‌ها سبب شده بود سیستم‌‌هایی که پیش‌تر با گستره عملکردی کوچک‌تری طراحی شده بودند، پاسخگوی حجم کاری فعلی نباشند و به همین دلیل شرکت ویکترکس به یک CRM مدرن نیاز داشت.

گزارش‌گیری برای تیم ها بسیار زمان‌بر شده بود و ساخت گزارش‌های جدید مورد نیاز عملاً ناممکن بود. در صورتی که این گزارش‌ها در واقع مواردی استاندارد بودند که در CRM های موجود در بازار بدون هیچ زحمتی یافت می‌شد.

تخصیص نیروی انسانی متخصص IT تنها برای نگهداری از سیستم نیز از مشکلات دیگر سیستم مدیریت ارتباط با مشتری قدیمی بود. این وضعیت موجب شده بود وابستگی زیادی به تیم IT ایجاد شود که محدودیت‌های زیادی را به همراه داشت. در صورت نیاز به توسعه سیستم مشکل پیچیده‌تر هم می‌شد، زیرا هر تیم مجبور بود نیازمندی‌های کسب‌وکار خود را برای تیم IT توضیح دهد که گاه پیچیدگی‌های موجود برداشت‌های نادرست ایجاد می‌‎کرد.

راه‌حل پیشنهادی

استفاده از یک CRM که در شرکت‌های ارائه دهنده راهکارهای کسب‌وکار توسعه داده شده، راه‌حلی بود که ویکترکس انتخاب کرد. با پیاده‌سازی این راهکار ویکترکس می‌توانست از امکان یکپارچگی میان بخش‌های مختلف مانند پردازش سفارش‌های فروش، صدور فاکتور و صورت‌حساب، توانایی‌های بازاریابی و گزارش‌های تحلیلی جدید بهره بگیرد. همچنین امکان مقیاس‌پذیری این سیستم تضمین شده بود؛ به بیان دیگر در صورت رشد حجم فعالیت‌ها، تغییری در کارآیی سیستم ایجاد نمی‌شد و سیستم خودش را با تغییرات تطبیق می‌داد.

از سوی دیگر شرکت‌های ارائه دهنده راهکار کسب‌وکار، راهکارهای خود را بر اساس به‌روش‌ها طراحی می‌کنند که در شرایط مشابه مورد استفاده قرار گرفته و عملکرد آن‌ها تضمین شده است. همین مسئله می‌تواند یک فرصت عالی برای بازطراحی فرایندها در جهت بهبود آن‌ها باشد.

نتایج حاصل

بینش بهتر، کنترل بیشتر

سیستم جدید به ابزارهای جدیدی برای اندازه‌گیری، مدیریت و ردیابی همه فرایندها مجهز است و قابلیت‌های استفاده از فرصت‌های کسب‌وکار را برای ویکترکس افزایش داده است. با بینشی که این سیستم در اختیار مدیران قرار داد، روندهای بازار را برای مدیران آشکار کرد و مبنای بهتری برای تصمیم‌گیری ایجاد کرد.

کاهش هزینه‌ها

پس از پیاده‌سازی CRM جدید، ویکترکس نیاز کمتری به نیروی متخصصIT داشت و سالیانه تنها از این طریق مقدار زیادی در هزینه‌ها صرفه‌جوئی کرد.

به‌کارگیری در تمام شرکت

مسئله استفاده از CRM در تمام شرکت برای پشتیبانی از بخش‌های اصلی کسب‌وکار مسئله‌ای کلیدی بود. از سوی دیگر مدیریت فرایند پذیرش سیستم در تمام شرکت نیز بسیار مهم است و از آن جایی که احتمالاً با مقاومت سازمانی مواجه می‌شود، نیاز به توجه ویژه‌ای دارد.

خودکفایی

یکی از مسائلی که باید به آن توجه کرد این است که تیم داخلی به اندازه کافی آموزش ببیند و بتواند پس از پایان پروژه، مدیریت آن را بر عهده بگیرد. آموزش سیستم موجب می‌شود افراد از تمام قابلیت‌های آن به درستی استفاده کنند و بیشترین بهره را از راهکار خود ببرند.

 

CRM چیست –  آیا کسب و کارمان نیاز به CRM دارد؟

چگونه متوجه شویم کسب و کار ما به CRM نیاز دارد؟بسیار ساده است. اگر کسب و کارتان به گونه ای است که با فروش،بازار و خدمات مشتری سر و کار دارد، به نرم افزار CRM نیاز دارد.مهم نیست کسب و کارتان تا چه اندازه کوچک و یا بزرگ باشد، روزهای مدیریت مشتریان بر اساس صفحات گستره، ایمیل و پوشه های کاغذی به پایان رسیده است.  لطفا از این وبسایت بازدید کنید تا اطلاعات بیشتری کسب کنید: CRM چیست.

crm چیست

اگر هنوز مطمئن نیستید، در اینجا 9 نشانه نیاز به CRM را بیان میکنیم.

1. نداشتن یک منبع متمرکز ذخیره داده‌ها

گرفتن اطلاعات در هر مرحله از چرخه فعالیت مشتری، برای اثربخشی فروش و حفظ مشتری بسیار ضروری و لازم است.‌ زمانی که کارکنان متعددی مسئول تعامل با یک مشتری باشند، ارائه یک تصویر کلی از تعاملات آن مشتری امری دشوار خواهد بود. سیستم CRM با استفاده از ذخیره سازی داده‌های مشتری در یک مخزن متمرکز، گرفتن اطلاعات از مشتری را تسهیل مینماید.

بدون وجود CRM مجبور هستید پوشهای کاغذی، ایمیل‌ها، صفحات گسترده، دست نوشته ها و موارد زیادی را مطالعه کنید تا بتوانید اندکی درباره تاریخچه مشتری اطلاعات کسب کنید.‌ تهیه گزارشهای ضروری فروش و مدیریت، خسته کننده و پرزحمت است.

2. از دست دادن داده ها

اگر از نرم افزار CRM استفاده نمیکنید احتمالا داده‌های زیادی را از دست میدهید. ذخیره داده‌های مربوط به افراد مختلف در هارد یسک، ایمیل، اسناد و پوشه های متفرقه، روش امن و سازمان یافته ای نیست. کاغذها ممکن است گم شوند، هارد دیسک خراب شود، لپ تاپ دزدیده شود و یا کارکنان سازمانتان را ترک کنند.

همه این موارد میتواند منجر به  از دست دادن داده‌های ذخیره شده باشد.

CRM مبتنی بر وب، از داده های ذخیره شده محافظت مینماید. داده ها به صورت ابری ذخیره شده و مرتبا پشتیبان گیری (Back up) میشوند. و هیچ داده‌ای در این میان گم نخواهد شد و به منظور جمع آوری و سازماندهی داده‌ها به هیچکس نیاز ندارید. زمانی که یکی از کارکنان سازمانتان را ترک کند، اطلاعات مربوط به مشتری را از دست نخواهید داد. به سادگی میتوانید داده‌ها را از یک کارمند به کارمند دیگر منتقل کنید.

3.نداشتن بصیرت و دید باطنی به فعالیتهای فروش

هر کسب و کار تمایل دارد که فروش را بیشتر کند. اما اگر ندانید چه فعالیتهایی اثربخش هستند و کدام اثر بخش نیستند، چگونه میتوانید به این هدف برسید؟

با استفاده از CRM میتوانید نسبت به فعالیتهای تیم فروشتان بصیرت پیدا کنید. متوجه خواهید شد که تیم فروش، زمانشان را چگونه سپری میکنند و کدام فعالیتها موفقیت بیشتری برای کسب و کارتان خواهد داشت. میتوانید از این اطلاعات برای شناسایی منافع مشتریان، تنظیم فعالیتهای فروش و افزایش فروش نیز استفاده کنید.

همچنین به راحتی قادر خواهید بود داده های مهمی چون ارزش معاملات، فرصتهای در دسترس و رقبایتان به دست آورید. با در اختیار داشتن این اطلاعات، پیش بینی هایتان دقیقتر و ساده تر خواهد شد.

CRM Benefits

4. تیم فروش هدف مشخصی ندارد.

چگونه میتوان بدون استفاده از CRM برای فروش سالانه هدف مشخصی تعیین کرد.یک راه  این است که درصد فروش سالهای قبل را در نظربگیریم و با اندکی تغییر تعمیم به سال جاری دهیم. یا میتوانید از اطلاعاتی استفاده کنید که ازمنابع چندگانه ای اخذ کرده اید که به طور مداوم پیگیری نمیشوند.

اما CRM روش بهتری ارائه کرده است.

CRM اطلاعات ارزشمندی به منظور تعیین اهداف فروش واقعی و قابل دستیابی در اختیارتان قرار میدهد. متوجه خواهید شد که چه تعداد از مشتریان احتمالی تبدیل به فرصتهای واقعی شده اند، و چه تعداد از این فرصتهای واقعی به مشتریان دست به نقد تبدیل شده  اند. با استفاده از این داده‌ ها میتوانید بدون نیاز به روش های دستی و حدس و گمان، هدفگذاری کنید و پیش بینی دقیق اعمال نمایید.

5.مطمئن نیستید که بهترین مشتریان احتمالی را از کجا جذب کرده اید.

باارزشترین مشتری احتمالی را از کجا جذب کرده اید؟ نسبت مشتریان احتمالی که از نمایشگاه های تجاری جذب کرده اید به مشتریانی که از طریق مکاتبات مستقیم جذب شده اند، چگونه است؟

شناسایی مشتریان احتمالی و پیگیری آنها، با استفاده از روشهای دستی و سنتی، فرآیندی آهسته و متزلزل خواهد بود. اگر اطلاعات مناسب در اختیار داشته باشید_نرم افزار CRM در اختیارتان خواهد گذاشت- قادر خواهید بود هزینه بازاریابی را به نحوی تخصیص دهید که بیشتری موفقیت را برایتان خواهد داشت.

6. ضعف در تبدیل مشتریان احتمالی به مشتریان قطعی

بدون CRM هدایت مشتریان احتمالی دشوار است. همچنین ایجاد فرآیند پرورش مشتریان احتمالی بر اساس موفقیت های گذشته، چالش برانگیز است.

با استفاده از ابزارهای CRM به راحتی میتوانید بهترین روش تبدیل مشتریان احتمالی به مشتریان قطعی را کشف کنید.‌ و فرآیندهای اولویت بندی مشتریان احتمالی را ساده می کند، و به شما اطمینان خاطر میدهد که کارشناسان فروش به جای اینکه بر مبنای احساسات تصمیم بگیرند، بهترین شیوه را اعمال می کنند.

7.مشکلات مداوم ارتباطات داخلی

سیستم اثربخش CRM به همه کارمندان در هر بخش سازمانی امکان دستیابی به اطلاعات در مورد چرخه ورود مشتری را میدهد. بنابراین کارمندان را قادر می سازد تا تعیین کنند کدام وظایف باید توسط چه کسانی و در چه زمانی انجام شود.

CRM با ایجاد بینش 360 درجه برای کارمندان نسبت به هر مشتری، ارتباطات درونی سازمان را بهبود میبخشد. از این طریق کارشناس فروش میتواند پیش از ملاقات، مسائل و نقاط حساس را پیش بینی نماید. در این صورت اگر کارمندی سازمان شما را ترک کند، با ثبت تاریخچه مشتری در مخزن داده‌ها، کارمند جدید میتواند به اطلاعات مشتری دست یابد. و نیاز به دوباره کاری وجود ندارد.‌ و هیچ سوالی مبنی بر اینکه چه کسی مسئول ارائه نتایج در زمان خاصی است، وجود ندارد. کارمندان زمان کمتری برای مکالمه با مشتری نیاز دارند و در این صورت زمانشان را میتوانند صرف ارائه مواردی کنند که منجر به خوشحالی مشتری میشود.

8.     عدم دسترسی به کنترل از راه دور

کارشناسان فروش، به منظور جذب مشتریان احتتمالی، به جمع آوری اطلاعات با ارزش، برگزاری میتینگ‌های اثربخش با مشتری نیاز دارند. اما شما درباره این موارد اطلاعی نخواهید داشت زیرا نکات مهم به صورت یادداشت دستی و یا در کامپیوترهای شخصی یا تلفن همراهشان ذخیره سازی کرده اند.

در نهایت ممکن است شما یک نگاه اجمالی به یادداشتهای آنها داشته باشید، یا خیر. بنابراین باید روشی را به کار بگیرید که تیم فروش به سادگی بتواند اطلاعات جدیدی که از مشتری کسب میکند را ثبت و ضبط کند. و بتوانید به این اطلاعات حتی در زمانی که مسافرت هستید دسترسی داشته باشید.

با کمک یک CRM صحیح و اثربخش میتوانید در هر جا که هستید و با استفاده از ابزارهای مختلف داده‌های جدید را ثبت نمایید و به داده‌های قبلی دسترسی داشته باشید.

9. عدم تناسب

صفحه گسترده اکسل فقط زمانی که تعداد مشتریانتان انگشت شمار باشد، قابل استفاده است.‌ هر چقدر کسب و کارتان گسترده تر میشود، پیگیری تعاملات مشتری نیز دشوارتر خواهد شد. ورود اطلاعات، تجزیه و تحلیل، پیش بینی و نظارت، کل زمانتان را به خود اختصاص خواهد داد.

اگر کسب و کارتان به یکباره صعود کند، ممکن است خوشایند باشد، اما فرآیندها و سیستم های کنونی، کاربردشان را از دست خواهد داد.CRM این توانایی را به شما میدهد که بتوانید تمامی اطلاعات را در یک نگاه مشاهده نمایید. میتوانید گزارشاتی تهیه کنید که بدون نیاز به جمع آوری اطلاعات، تمامی بخش های جدای از هم در سازمان از آن مطلع شوند.

یک CRM خوب میتواند با کسب و کارتان متناسب باشد. و به تناسب تیم فروش، تعداد مشتریان، افزایش درآمد میتوانید کاربران و داده های بیشتری ذخیره سازی نمایید.

سخن پایانی

به منظور رشد کسب و کار، و بهبود سود بایستی ارتباطات قبل از فروش، حین و پس از آن را بهبود بخشید. و بدون استفاده از CRM اثربخش نمیتوانید به این هدف نائل شوید.

CRM باعث میشود نسبت به فعالیتهای فروش و بازاریابی بصیرت پیدا کنید، فرآیندهای جذب مشتری احتمالی استانداردسازی شود و در ارائه تجربه کلی به مشتریان به شما یاری می رساند. قطعا به ابزارهایی نیاز دارید تا با استفاده از آن بتوانید، خطوط پایپ لاین را به سادگی مدیریت کنید، گزارش تهیه نمایید، فرآیندهای فروش را بهینه سازی نمایید و خدمات ارائه شده به مشتری را بهبود بخشید.

علائم ذکر شده را فراموش نکنید، اگر تمایل دارید یک CRM ساده و اثربخش را برای کسب و کارتان استفاده نمایید، میتوانید نسخه آزمایشی را امتحان کنید.

 

نرم افزار CRM  چیست؟

نرم افزار CRM برای کمک به کسب و کار ها با اهداف کلی مدیریت ارتباط با مشتری طراحی شده است.  نرم افزار CRM که به نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتری نیز معروف است، نرم افزاری است برای سرعت بخشیدن، کاهش هزینه ها و بهبود فرآیندهای ارتباط با مشتری، بازاریابی، فروش و خدمات پس از فروش که با هدف شناسایی و حذب مشتریان، راضی نگه داشتن آنها، تبدیل به مشتری دایمی و حفظ رابطه طولانی مدت با مشتری طراحی و تولید شده است.  لطفا از این وبسایت بازدید کنید تا اطلاعات بیشتری کسب کنید: نرم افزار CRM  چیست؟

نرم افزار crm چیست؟

تمرکز اصلی مدیریت نرم افزار CRM ( نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتری) ، ارتقاء کیفیت ارتباط بین یک سازمان و مشتریان آن، همراه با توانمندسازی فروش و مدیریت حجم کار تیم فروش با کارایی و آسایش است. این تکنیک ها از طریق ذخیره سازی و سازمان داده های مشتری بهبود می یابد و علاوه بر این منجر به فروش و اطلاعات بازاریابی می شود.

نرم افزار مانند دوربینی است که تمامی وقایع  میان پرسنل و مشتریان را ضبط می کند و شما می توانید بدون محدودیت جغرافیایی آنها را مشاهده کنید و فعالیت ها را زمانبندی، یکپارچه و مدیریت کنید هزینه های ارتباط با مشتری، بازاریابی و فروش را کاهش دهید و از طریق گزارشات تحلیلی برنامه بازاریابی و فروش خود را بهینه کنید

نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتری (نرم افزار CRM ) می تواند به کسب و کار فرصت های جدید فروش و بهبود تلاش های داخلی برای سازماندهی در اطراف اهداف کلیدی کمک کند.

یکی از مزایای کلیدی سیستم CRM این است که تمام اطلاعات مشتری را به یک رابط کاربری آسان به یکپارچه تبدیل کند، از بین بردن نیاز به صفحه های جداگانه مستقل، اسناد و ابزارهای مختلف برای کسب و کار. این یک دیدگاه انحصاری از کل چرخه عمر مشتری، از اطلاعات شخصی اساسی تا ارتباطات ضبط شده با کارکنان را می دهد.

برنامه های کاربردی CRM عمدتا شامل ابزارهایی هستند که به کاربران امکان می دهد ایمیل های خود را ردیابی و ثبت نام کنند، تاریخ ها و پرونده ها را ضمیمه کنند، از سرویس های تحویل داده شده و خدمات غیرمستقیم مطلع شوند، نظارت بر نقص ها و پیگیری ها و دسته بندی مسائل و احتمالات. بسیاری از نرم افزارهای مدیریت ارتباط با مشتری در حال حاضر ویژگی هایی را ارائه می دهند که نظارت بر عملکرد و کارایی را در نظر می گیرند همچنین، برای گروه کوچک نرم افزار CRM رایگان نیز در دسترس هستند.

نرم افزار CRM (مدیریت ارتباط با مشتری) به شما کمک می کند تا کارها و فعالیت های روزمره خود را به صورت روزانه انجام دهید.

CRM application - Key Modules

ماژول های کلیدی ابزارهای CRM

  • ۱٫ اتوماسیون نیروی فروش
  • ۲٫ مدیریت سرنخ
  • مدیریت سر نخ اولین گام کسب مشتری است.
  • ۳٫ مدیریت فرصت
  • ۴٫ مدیریت تماس
  • ۵٫ مدیریت وظیفه
  • ۶٫ پیش بینی فروش
  • ۷٫ مدیریت کمپین
  • ۸٫ مدیریت فاکتور
  • ۹٫ CRM اجتماعی
  • ۱۰٫گزارش CRM و فروش
  • ۱۱٫ نسخه موبایل

ویژگی های  اصلی نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتری
مدیریت ارتباط با مشتری امروزه تبدیل به یک ابزار مهم برای جذب مشتریان شده است، برخی از ویژگی های مهم این ابزار را در ذهن داشته باشید.

ساده و آسان ادغام:همیشه CRM با فرایند ادغام ساده و ساده توصیه می شود، زیرا اگر هیچ یک از آنها نمی توانند از این ابزار استفاده نکنند، لازم نیست. دشواری در ادغام و استفاده از ابزار منجر به عدم انگیزه کاربران و منجر به جایی در چنین شرایطی می شود

دسترسی از راه دور:  یکی دیگر از استفاده های جدید  دسترسی از راه دور به داده ها است.

دسترسی با تلفن همراه: با استفاده از دسترسی به تلفن همراه، این بدان معنی است که قادر به دیدن اطلاعات در دستگاه موبایل خود هستید. افرادی که در حال سفر به جهان هستند نیازمند یک نرم افزار مفید برای کار با پیاده روی موبایل خود هستند و در هر زمان و هر کجا  کسب و کار  خود را رصد کنند.

تجزیه و تحلیل یکپارچه: لازم است که اطلاعات را جمع بندی کنید و بر اساس آن آنالیز کنید. بنابراین، همراه با جمع آوری داده ها، مهم است که دسترسی به ابزار تجزیه و تحلیل تصمیم گیری نیز داشته باشد.

کمپین و داده ها مدیریت: نرم افزار باید کمپین و همچنین ابزار مدیریت داده ها داشته باشد. این کار هر شرکت و هر کسب و کار را قادر می سازد تا ساعت ها در کل جریان کاری همراه با مدیریت لیست چندگانه مدیریت داشته باشد.

انعطاف پذیری و سفارشی سازی: سفارش سازی و  تنظیمات بر اساس نیازهای دقیق کسب و کار شما انجام بپذیرد.

کشف سر نخ همراه با ردیابی پیگیری:باید به crm شما یک تابع پیگیری اضافه شود. چنین ابزارهایی همواره می توانند به رشد کسب و کار کمک کنند و نتایج حاصل از کارآیی بیشتری کسب کنند.

سوالات متداول
۱٫ توابع ک نرم افزار CRM چیست؟

توابع کلیدی سیستم CRM عبارتند از:پیش بینی فروش

  • مدیریت کارها
  • مدیریت سر نخ ها
  • مدیریت فرصت
  • مدیریت تماس
  • اتوماسیون نیروی فروش

۲٫ چه نوع خدمات میزبانی وب CRM را می توانم انتخاب کنم؟

شما می توانید بر اساس سیستم CRM مبتنی بر ابر یا ابزار پیش فرض CRM، بسته به نیازهای خود را انتخاب کنید و انتخاب روش تامین و به کار گیری سیستم های مدیریت ارتباط با مشتری  در سازمان ها با توجه به عواملی نظیر، میزان بودجه لحاظ شده ، قابلیت های مورد انتظار،بستر های فنی و فرهنگی موجود،همچنین ویژگی ها و مقتضیات کاری ،سازمانی و محیطی صورت می پذیرد. بر همین اساس ،چهار راه حل متداولی که سازمان ها از میان آنها نسبت به تهیه و تامین سیستم مذکور اقدام می کنند.

 

65 درصد سرمايه گذارى درCRM در سالهاى آينده به نتيجه مى رسد

هر مجموعه جدا از فعاليتى كه انجام مى‌دهد، در نهايت با گروهى سركار دارد كه قرار است نتيجه فعاليت را (به هرنوعى كه باشد) به آن تحويل دهد. به اين گروه «مشترى» مى‌گويند. بديهى است از آن‌جايى كه نتيجه نهايى متعلق به مشترى است، نظر او شرط اول فايده دار بودن فعاليت مذكور است. جملاتى مانند «مشترى، پادشاه است» يا «هميشه‌ حق با مشترى است » بيان‌گر اين واقعيت‌اند.

اگر از برخى موسسات كه شعار «همين است كه هست!» را سرلوحه فعاليت خود قرار داده‌اند بگذريم، تمام شركت‌ها، فعاليت خود را صرفاً براى مشترى انجام مى‌دهند و رضايتمندى او يكى از شروط اصلى بقايشان در بازار به شمار مى‌آيد. اگر بهترين محصول را داشته باشيد، اما مشترى از آن راضى نباشد، كسب‌وكارتان به جايى نمى‌رسد. اصولاً «بهترين» زمانى كه رضايت مشترى در آن نباشد، معنا پيدا نمى‌كند.  در اين راستا يافتن نياز مشترى، اصلاح و سپس برآورده‌سازى آن يكى از مسيرهاى موفقيت شمرده مى‌شود و مجموعه‌اى كه هنر برقرارى ارتباط با مشترى، پيداكردن نيازهاى او، اصلاح آنها و در يك نگاه «مديريت روابط با مشترى» را دارد، امتياز بزرگى را براى خود ذخيره ساخته ‌است.

سيستم‌هاى CRM
سيستم‌هاى CRM

اصطلاح CRM يا «مديريت روابط با مشترى» مجموعه اى از اسلوب‌ها، نرم‌افزارها و امكانات اينترنتى است كه به يك شركت امكان مديريت ساخت‌يافته روابط‌اش با مشترى را مى‌دهد. به‌عبارت ديگر فن مديريت روابط با مشترى، عبارت است از «پياده‌سازى يك راه‌حل جامع كه با يكپارچه كردن افراد، فرآيند‌ها و فناورى يك ارتباط بى‌نقص، بين تمام فعاليت‌هاى مربوط به مشترى برقرار مى‌كند، تا ارتباط ما را با تمام مشتريان‌‌مان بيشينه كند». به‌عنوان مثال ممكن است شركتى يك بانك‌اطلاعاتى در مورد مشتريان‌اش تهيه كند تا مديران، فروشند‌گان، ارائه‌كنندگان خدمات و حتى خود مشترى به اين اطلاعات دسترسى پيدا كرده و نيازهاى مشتريان و محصولات را با هم مقايسه كنند، محصولاتى كه مشتريان مختلف خريده‌اند را ببينند و … .

پياده‌سازى سيستم‌هاى CRM پيچيده و گران خواهد بود. براساس برآورد گروه META در دوسال آينده، 2000 شركت برتر دنيا هركدام حدود 250ميليون دلار براى راه‌حل‌هاى CRM هزينه خواهند كرد. اين هزينه درحالى صرف مى‌شود كه بسيارى از اين شركت‌ها به درستى به سود سرمايه‌گذارى خود نمى‌رسند.  يك نكته جالب در مورد CRM، تنوع فراهم كنندگان آن است.  نكته جالب‌تر اين‌است كه راه‌حل‌هاى آن معمولا «جواب نمى‌دهند!»، اما اين‌كه چرا اين راه‌حل‌ها به جواب نمى‌رسند را كمتر مى‌دانند. درحالى كه مقاله‌هاى بسيارى در مورد اهميت تطبيق كسب‌وكار و فناورى (يكى از وظايف (CRM نوشته شده‌، كمتر كسى به مسائل فنى و پايه‌اى در CRM پرداخته است.

روشن است كه امروزه بازار CRM در حال تغيير و تحول است. مدل سنتى طراحى نرم‌افزار براى موسسات بزرگ بسيارى از آنها را نااميد كرده و به دنبال روش جايگزين فرستاده است. در اين ميان فراهم‌كنندگان كوچك و از نظر مالى ضعيف CRM شركت‌هاى‌شان را تعطيل كردند و به كسب ‌و كارهاى ديگر پرداختند و يا با ديگران ادغام شدند. تمامى اين مسائل دست در دست هم داده تا اكثر خريداران بپندارند كه CRM حتى در رسيدن به ابتدايى‌ترين اهداف خود نيز ناتوان مانده‌است.

دلايل مربوط به شكست يا «عدم موفقيت كامل» پروژه‌هاى CRM را بايد هم در خريداران و هم در فراهم‌كنندگان آن جست‌وجو كرد. درحالى كه فروشندگان اين محصول شماى درستى از آن به نمايش نمى‌گذارند، اكثر خريداران نيز انتظار دارند كه با خريد يك محصول «رويايى»، از شر انجام كار خلاص شوند! و به‌عبارت ديگر، با خريد نرم‌افزارهاى مربوط به CRM، بدون هيچ فعاليت ديگرى از مزاياى CRM بهره‌بگيرند و اصولاً به اين نكته توجه ندارند كه توانايى‌هاى تجارى نرم‌افزارهاى CRM، محدود به بناى فناورى اطلاعاتى‌ست كه بر آن پايه‌گذارى مى‌شوند.

در واقع نرم‌افزارها پردازش كسب‌وكار را برعهده دارند درحالى‌كه زيربنايIT، آن را پشتيبانى مى‌كند:

نرم‌افزارهايCRM زيربنايIT

بسيارى از خريداران، به اين سمت كشانده شده‌اند كه نرم‌افزارهاى CRM را يك راه‌حل جامع در مورد تمام فرآيندهاى درگير با مشترى مى‌بينند. اين ديد هنگامى كه بحث به خارج از محدوده فروش، سرويس‌دهى و بازاريابى مى‌رود، ديگر جوابگو نيست. چيزى كه امروزه مشتريان انتظارش را دارند، فراهم كردن راه‌حل‌هاى «گسترده در تمام موسسه» و يا حتى «بين موسسات» است . مدل طراحى شده توسط شركت DELL يك نمونه معروف از اين مورد است. (كه البته در اينجا قصد توضيح بيشتر در اين مورد را نداريم.

حتى اگر IT مسير درست خود را بپيمايد و در مقياس بزرگ به‌كار گرفته شود، سازمان‌ها اغلب فاقد دورنما يا طرحى قابل اجرا هستند، مبنى بر اين‌كه «چگونه فناورى بخشى از يك سازوكار CRM براى مديريت چرخه حيات مشترى و رسيدن به مقصد نهايى CRM است و نه تمام آن«.

وضعيت موفقيت – شكست پروژه‌هاى :CRM

گزارش‌هاى مختلفى از ميزان موفقيت اين پروژه‌ها وجود دارد. برخى مطالعات تا 70 درصد شكست را در اين زمينه گزارش داده‌اند. در زير آمار به دست آمده براساس بررسى وضعيت CRM در 448 شركت منتخب را مشاهده مى‌كنيم:

  • 35 درصد در اين زمينه كاملا با شكست مواجه شده بودند و هيچ سودى عايدشان نشده بود.
  • 45 درصد معتقد بودند كه تا دو سال آينده به نتايج دلخواه مى‌رسند.
  • 20 درصد نيز مدت زمان حصول نتيجه را بيش از آن‌چه برآورد كرده بودند، دانستند.

اين بررسى درصد موفقيت بيشترى را نشان داد تا آن‌جا كه حدود 65 درصد موسسات، از سرمايه‌گذارى در اين مورد -درسال‌هاى آتى- به نتيجه مى‌رسيدند (كه در مقابل 30 درصدى كه در بالا ذكر شد، بسيار بهتر است .

همچنين مشخص شد كه علل عمده شكست‌ها عبارت بودند از:

  • ‌‌عدم طراحى فنون مشترى محور .
  • ناديده گرفتن بخش انسانى در .CRM
  • مقاومت مجموعه در برابر تغييرات.
  • ناديده گرفتن پى‌گيرى‌هاى آمارى و سنجش(اندازه‌گيرى) پيامد‌ها.
  • با توجه به علل مذكور، بارز است كه شكست اين موسسات نه به خاطر ضعف CRM، بلكه به‌دليل عدم استفاده صحيح آن‌ها بوده است.

در طرف مقابل، موفقيت ساير موسسات در رعايت نكات زير خلاصه مى‌شود:

  • طراحى فنون مشترى محور.
  • انجام تغييرات در ساختار مجموعه در صورت لزوم.
  • تغيير روند جريان امور و اطلاعات براى طراحى خط مشى جديد، همواره مستلزم بسط دادن و منقبض كردن برخى حدود مرزى است.
  • تهيه آموزش‌هاى خط به خط و ارائه پشتيبانى به بخش‌هايى كه نياز به تغيير دارند.
  • نه تنها ارائه آموزش‌هاى فنى، بلكه فراهم كردن پيش‌زمينه‌اى و اصولى، براى همتراز كردن تغييرات. مخصوصاً هنگامى كه تغييرات در سطح وسيعى (زمانى و مكانى) رخ مى‌دهد.
  • تنظيم كردن اهداف سنجش‌پذير.
  • تنظيم اهداف سنجش‌پذير به جاى اهداف ارزان‌قيمت.

TechnologyEvaluation.com در مقاله‌هايش منابع و علاقه‌هاى رقابتى را عامل اصلى غيرموفق بودن پروژه‌هاى CRM مى‌داند. البته اين مقاله‌ها به صورت مشخصى از به كار بردن كلمه «دروغ» پرهيز كرده‌اند و به جاى آن از «ناراستى» يا «تصوير غلط» استفاده كرده‌اند: بزرگ‌ترين ناحقايق در مورد CRM، برخى فراهم كنند‌گان آن هستند…

با تمام اينها، META معتقد است كه هيچ برنامه CRM اى بدون علايم هشداردهنده با شكست مواجه نمى‌شود. شناخت اين علايم به همراه استفاده مجدد از اجزاى خزانه فناورى براى پياده‌سازى CRM مى‌تواند صرفه‌جويى قابل توجهى در زمان و هزينه كند. ‌سازمان‌ها بايد به اين باور برسند كه CRM محكوم به شكست نيست. با شناخت نشانه‌هاى اعلام خطر و اعمال عكس‌العمل‌هاى مناسب در برابر آن‌ها مى‌توان مسير حركت اشتباه CRM را قبل از انتهاى كار اصلاح كرد.

اين نشانه‌ها را مى‌توان به سه دسته تقسيم كرد كه در مميزى‌ها خود را نشان مى‌دهند:

الف) افراد: مشخص كردن ريسك‌هاى فرهنگى-سازمانى مربوط به CRM، در قالب يك‌ فن كسب‌وكار و راهكار فناوري.

گرچه اكثر سازمان‌ها به CRM در زمان طراحى، به‌عنوان يك فن كسب‌وكار، متمركز روى مشترى نگاه مى‌كنند، نتايج تحقيقات اوليه نشان‌دهنده تبديل ديد »فن كسب‌وكار» به «پروژه فناورى» است كه اين امر با فقدان ملاحظات مربوط به نقش‌هاى سازمانى، تشديد مى‌شود.

هشدارهاى انسانى عبارتند از:

  • نبود پشتيبانى يا ميدان ديد اجرايي.
  • تعدد پروژه‌هاى جزيره‌اى (معمولا در جهات مختلف(.
  • IT زدگى يا قهرمان پروري.
  • عدم يكپارچه‌سازى سيستم‌ها.

اگر در طول يك مميزى، يكى از نشانه‌هاى مذكور پديدار شود، بايد يك عكس‌العمل سريع براى رفع مشكل سازمان‌دهى كرد، زيرا حل مشكلات انسانى- فرهنگى در مراحل بالاتر، بسيار دشوارتر و زمان‌گيرتر مى‌گردد.

ب) روند كار: شناسايى شكست‌هاى اسلوب CRM، مبتنى بر اسلوب‌هاى غيرمتعارف و يا تكرار ناپذير.

در سازمان‌ها، روال‌هاى ساخت‌يافته پروژه و مهندسى مجدد روال‌ها معمولا مورد توجه قرار نمى‌گيرند، درحالى كه روال كار و مهندسى مجدد آن از نشانه‌هاى مهم ثبات و موفقيت CRM است.

علائم اخطار اين زمينه عبارتند از:

  • عدم وجود طرح(نقشه) كسب‌وكار.
  • تعويض ديد كلى به‌وجود آمده در زمان طراحى، مبنى بر قرار گرفتن مشترى دركانون، با به‌كاربردن اسلوب طراح .CRM
  • فقدان طرح مهندسى مجدد يا معيار قضاوت براى انتخاب فراهم كننده.
  • نبود استاندارد و معيارهاى سنجش .

با مشاهده اين نشانه‌ها بايد به‌فكر مسكن (تسكين‌دهنده) افتاد! طرح تجارى CRM بايد بى‌‌درنگ آماده گردد (گرچه در يك صفحه!)، طرح مهندسى مجدد روال‌ها – نشان‌دهنده مكان‌هاى استفاده از راه‌حل‌هاى خارجى به‌جاى گسترش برنامه‌هاى موجود تا پوشش روال كنونى مجموعه- تهيه شود.

در صورتى كه برنامه‌اى براى ضبط رويه‌هاى خاص سازمان مورد استفاده قرار مى‌گيرد، بايد استانداردهاى اندازه‌گيرى ميزان موفقيت، در داخل هر رويه به‌منظور فرابينى درلحظه رويه ، تعبيه شود.

پ) فناورى: يافتن مرزهاى ريسك فناورى سازمان درباره برنامه‌هاى CRM و راه‌حل‌هاى زيربنايى و مشخص كردن بخش‌هايى كه ريسك از اين سرحدها بيشتر است.

از اخطارهاى اين مورد مى‌توان موارد زير را نام برد:

  • نرم‌افزارهاى بيش‌از حد دلخواه(Customized) شده.
  • فقدان استانداردهاى معماري.
  • نبود ساختارى براى طراحى، گسترش و يكپارچه سازي.
  • فقدان اطلاعات يكپارچه‌اى از مشتريان.

درصورت بروز چنين مواردى، تمام درخواست‌هاى ارتقاى سيستم‌ها بايد موشكافى شده و با امكانات موجود سيستم‌ها پوشش داده شوند. در غير اين صورت ممكن است تغييرات، به سازگارى سيستم‌ها در آينده صدمه وارد كند. سازمان بايد به‌سمت استانداردهاى معمارى كلان(در سطح موسسه) حركت كنند.

استفاده از آنچه داريم:

هيچ موسسه‌اى، علاقه‌اى به هزينه كردن براى خريد تجهيزات اضافى ندارد. همواره يكى از سخت‌ترين بخش‌هاى راه‌اندازى يك پروژه، زمانى است كه سازمان مى‌خواهد براى آن هزينه كند.

درمورد CRM، اصولا 60 تا 80 درصد امكانات موجود قابل اصلاح براى استفاده مجدد هستند و شايد منصفانه باشد كه بگوييم هر جزيى از دارايى‌هاى‌مان، بدون انجام هيچ تغييرى، پاسخگوى حدود 50 درصد از نيازهاى ما در آن زمينه هستند.بارز است كه استفاده مجدد از آنچه داريم، نيازمند آن‌‌است كه ابتدا به‌خوبى بدانيم «چه داريم». لذا «بازيابى» با روندى فراتر از ليست كردن دارايى‌ها آغاز مى‌شود. «بازياب» احتياج دارد بداند هر راه‌حل موجود چه بارى از روند كسب‌وكار برمى‌دارد. به‌عنوان مثال ارائه مطالب به‌صورت زنده توسط افرادى كه درگير كارهاى تجميع اطلاعات كل سازمان و يا كنترل پايگاه اينترنتى مركزى آن هستند، شروع خوبى است.

در نهايت به اين نكته اشاره مى‌كنيم گرچه زمان زيادى نيست كه تب CRM (به‌صورت كلان و به همان معنى كه توصيف شد) به‌جان موسسات افتاده و تا پخته شدن كامل راه بلندى را در پيش دارد، اما مفاهيم و اهداف آن جزو بديهيات هر كسب‌وكارى است. اين‌كه در يك دهكده كوچك، فروشنده محصولات لبنى تمام مشتريان خود را مى‌شناسد و هنگام مشاهده هريك از آنها از احوال خانواده او آگاه مى‌شود خود گواه بر اين مدعى است.

 

روابط خوب با مشتری رمز موفقیت در تجارت و کسب و کار می باشد

CRM مخفف کلمات Customer Relationship Management به معنی مدیریت روابط یا ارتباط با مشتری است. یک استراتژی است که برای کسب آگاهی بیشتر در مورد نیازها و رفتار مشتریان برای ارتباط بیشتر با آنان استفاده می شود.روابط خوب با مشتری رمز موفقیت در تجارت و کسب و کار می باشد. CRM حاوی اجزاء تکنولوژیکی زیادی می باشد ولی تفکر در مورد شرایط تکنولوژیکی CRM سی آر ام اشتباه است .مناسب ترین راه شناخت CRM فرآیندی  است که به جمع آوری تمامی اطلاعات در مورد مشتریان ، فروش،تاثیر بازاریابی، واکنشها و رفتار بازار در کنار هم کمک می کند.

● هدف CRM چیست ؟

کار نرم افزار CRM کمک به تجارت در زمینه استفاده از تکنولوژی و منابع انسانی برای درک رفتار مشتریان و ارزش این  مشتریان می باشد.اگر به شکل واقعی اجرا شود یک کسب و کار یا تجارت می تواند:

[▪]  خدمات بهتری به مشتری ارائه کند
[▪]  مراکز گویا را تاثیرپذیرتر کند
[▪]  فروش محصولات را تا حد زیادی موثرتر کند
[▪]  به پرسنل فروش برای زودتر معامله کردن (زودتر فروختن ) کمک کند
[▪]  فرآیندهای فروش و بازاریابی را ساده تر کند
[▪]  مشتریهای جدید بیافریند
[▪]  درآمدهای مشتری را افزایش دهد

چرا نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتری؟

حتما پیش خود می گویید چرا نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتری مگر ما نمی‌دانستیم کالاها یا خدماتمان را برای  مشتری ایجاد می‌کنیم؟ مگر تاکنون مشتریان را نمی‌شناختیم؟ به چه علت باید موضوع ارتباطات با مشتری مطرح باشد؟ مگر مشكلی در بازاریابی یا فروش ما به وجود آمده كه باید ما هم خود را گرفتار چنین موضوعاتی كنیم؟ آنانی كه به این مقوله پرداخته‌اند، در معرض رقابت و در بازار جهانی فعالیت داشته‌اند، ما كه در آن شرایط نیستیم؛ چرا باید بی‌جهت هزینه كنیم و خود را به درد سر بیندازیم. در این شرایط ما موضوعات مهم‌تری نیز برای توجه داریم؛ از جمله، وضعیت مالی و نقدینگی شركت، مسائل نیروی انسانی، تولید و مسائل اجرایی آن كه اساس حیات شركت را تشكیل می‌دهد. بحث CRM و نرم افزار سی آر ام از كجا آمده كه اكنون باید خود را به آن وابسته كنیم؟
پرسش‌های فوق و بسیاری دیگر از ابهامات مشابه در ذهن گروهی از مدیران، مهندسان و دیگر كارشناسان ما وجود دارد. CRM چیست و چه نتیجه‌ای از آن حاصل می‌شود؟
بهتر است بررسی خود را با مروری سریع بر سیر توجه به مشتری آغاز کنیم.

 

نرم افزار crm

الف ) سیر ارتباطات با مشتری

۱ ـ مرحلۀ آغازین: تولید محصول توسط مشتری برای خویشتن
کالا یا خدمات از چه زمانی به وجود آمد؟ طبیعی است از زمان آغاز حیات بشر، بقا و ادامۀ حیات او نیازمند تأمین مایحتاج ضروری بوده است. به این ترتیب، هر خانواده کالاها و خدمات مورد نیاز را عموماً خود تولید و ایجاد می‌کرد. در این مرحله، روابط با مشتری معنای روشنی نداشته است. در واقع در این دوره، مشتری هر کالا همان تولیدکنندۀ آن بوده است.

۲ ـ مرحله تولید برای مشتری شناخته شده: شکل‌گیری بنگاه‌های نخستین
به تدریج با شکل‌گیری جوامع، سازمان‌ها به طور خود به خود برای ایجاد کالاها و خدمات مورد نیاز به وجود آمدند. تفاوت مرحلۀ نخستین یا این مرحله آن است که در آغاز، آن که خدمت یا کالایی را نیاز داشت، خود آن را تولید می‌کرد؛ اما با تشکیل سازمان تولیدی (بنگاه) این شرایط دگرگون شد. موارد ابتدایی آن را می‌توان در اشکال سادۀ تولید و عرضۀ کالاها مانند ظروف سفالین و مانند آنها یافت.

در این مرحله، هر چند بنگاه کالا یا خدمت تولیدی را خود به مصرف نمی‌رساند (بلکه آن را می‌فروشد)، اما مشتریان خود را در محل فروش مشاهده می‌کند یا حداقل با آنان ارتباط مستقیم دارد.
در چنین شرایطی، طبعاً بسیاری از عرضه‌كنندگان چندان علاقه‌ای به توجه ویژه به مشتریان و سلائق آنان ندارند. صرف‌نظر از معدود عرضه‌كنندگانی كه به دلایل اخلاقی و پایبندی به ارزش‌های متعالی، در عین توجه به سود خویش، تا حدودی مصالح مصرف‌كننده را نیز در نظر می‌گرفته‌اند، وجه غالب بازار معمولاً به‌ سوی بی‌توجهی به سلائق و نظر مشتری و تلاش در جهت كسب سود هر چه بیشتر یا دستیابی به سهم بزرگ‌تری از بازار متمایل می‌شود. در واقع، هر میزان توجه به سلائق و نظر مشتری در این دیدگاه مستلزم صرف هزینه است كه نهایتاً بر سود بنگاه اثر منفی دارد. مشتریان به جز انتخاب كالا یا خدمت ارائه شده به آنان، انتخاب چندان متفاوتی در پیش رو ندارند. به طور كلی، در این شرایط تلاش در راه تولید هر چه بیشتر با كیفیتی كه معیارهای آن توسط بنگاه تعیین می‌شود، خط‌مشی اصلی هر بنگاه را تشكیل می‌دهد. در این حالت، مشتری عملاً وسیله‌ای در جهت سعادت و خوشبختی عرضه‌كننده است. نه تنها خطر رقابت عرضه‌كننده را تهدید نمی‌كند، بلكه درجهٔ اطمینان آن به بقا بسیار بالاست.
نمونه‌های این گونه بازار را اكنون نیز می‌توان در برخی مناطق دور افتاده یا بازارهایی با تقاضای تحت كنترل (بازارهای اقتصاد جیره‌ای) مشاهده كرد.

۳ ـ مرحلۀ تولید برای مشتری ناشناخته
به تدریج با رشد و توسعۀ جوامع و افزایش کارآمدی و گسترش ارتباطات، بنگاه‌ها محصولات خود را برای مصرف‌کنندگانی تولید یا ایجاد کردند که لزوماً آنان را رؤیت نکرده یا حتی تماس مستقیم نیز با آنان برقرار نکرده باشند. این مرحلۀ سوم، در سیر ارتباطات بنگاه‌ها با مشتری بود.
در این دوره، كالاها و خدمات تولید یا ایجاد و عرضه شده به بازار، در حد كافی بوده و عرضه و تقاضا به تعادل دینامیكی رسیده‌اند.

اگر فرض كنیم در بازار محصولات مورد نظر رقابت كامل برقرار باشد، طبعاً آن عرضه‌كننده‌ای موفق‌تر است كه بتواند محصول خود را با كیفیت بالاتر، زمان تحویل كمتر و نیز قیمت پایین‌تر عرضه كند. در این شرایط، توسعه و پیشرفت بنگاه وابسته به توان عمل آن در بازار و قدرت و چالاکی آن در پاسخگویی به نیازهای بازار و نیز جلب و جذب مشتریان به روش‌های مختلف از جمله تبلیغات است. در چنین شرایطی، مشاهده می‌شود محصول یك شركت با صرف هزینه‌های تبلیغاتی فراوان، از قابلیت جذب بالایی توسط بازار برخوردار می‌شود، در صورتی كه ممكن است كیفیت آن چندان مورد قبول مصرف‌كننده نباشد.
در این دوره، یا مجموع توان عرضه چندان تفاوتی با تقاضای بالقوه از هر كالا یا خدمت ندارد یا امكان ورود رقبای قدرتمند بیشتر چندان فراهم نیست. بنابراین امكان عرضهٔ یكبارهٔ كالا به بازار و كاهش سهم بازار هر بنگاه پایین‌تر است. مصادیق این نوع بازار تا یكی دو دهه قبل در مورد بسیاری كالاها در كشورمان قابل مشاهده بود. در این حالت، بقای بنگاه به درك و رفتار آن در قبال رقبا و نیز در نظر گرفتن نیاز مشتریان بستگی دارد؛ اما به هر روی، تقاضای عمومی برای محصول بنگاه وجود دارد.
مثال‌های این مرحله را می‌توان در اکثریت شرکت‌ها و مؤسسات کشورمان مشاهده کرد.

۴ ـ مرحلۀ مسابقه برای رضایت مشتری
اما مرحلۀ چهارم نیز در این مسیر وجود دارد. به تناسب توسعه و گسترش توانایی‌های تولید محصول در عرصه‌های گوناگون و نیز پیشرفت امکانات حمل و نقل و ارتقای توانایی‌های ارتباطی، به تدریج بازارها به روی همه گونه محصولات باز شده و به این ترتیب، عملاً رقابت آزاد بر سرتاسر زمین حاکم شد.

در این محیط، حفظ سهم بنگاه در بازار به یکی از چالش‌های اساسی تبدیل شد. تا پیش از این مرحله، تلاش برای حفظ سهم بازار نوعاً و عموماً محدود به تصمیم‌گیری و رفتار در چهارچوب دیدگاه‌های مبتنی بر محوریت بنگاه (در برابر مشتریان) می‌شد؛ اما تحت شرایط جدید، دیدگاه‌های قبلی کارآمدی و قابلیت خود را برای بقای بنگاه از دست دادند. به عنوان نمونه، صاحبان صنعت ساعت‌سازی سوئیس که برای بیش از دو قرن یکه تاز محصولات برتر با کیفیت عالی بود، در سال ۱۹۶۹ پس از مشاهدۀ طرح ساعت دیجیتالی که توسط Texas Instruments عرضه شده بود، چنین عنوان کردند: «ما ساعت‌های نفیس و طراز بالای خود را با ساعت‌های اسباب بازی عوض نمی‌کنیم». در صورتی که سیکو و برخی دیگر از شرکت‌های ساعت‌ساز ژاپن با جذب سریع و هوشمندانۀ آن فناوری توانستند ظرف چند سال تا اواسط دهۀ ۷۰ ، حدود ۸۰% سهم بازار جهان را در دست بگیرند.

اشتباه سوئیسی‌ها چه بود و ریشۀ آن در کجاست؟ عجیب است که دقیقاً مشابه همین خطا چند سال بعد توسط بزرگ‌ترین و معروف‌ترین عرضه‌کنندۀ سیستم‌های کامپیوتر آن زمان، یعنی آی‌بی‌ام صورت گرفت. در سال ۱۹۷۶ پس از ابداع سیستم PC توسط استیو جابز در شرکت اپل، وقتی موضوع به اطلاع مدیران ارشد آی‌بی‌ام رسید، آنان دقیقاً این جمله را تکرار کردند: «ما اسباب بازی ساز نیستیم که PC بسازیم». آنان در آن شرایط ادعای غلطی نداشتند؛ در آن زمان PC جانشین مناسبی برای تی‌وی‌گیم و بازی آتاری بود، به ویژه پس از ابداع Joystick این کاربرد تشدید شد. ۵ سال بعد آی‌بی‌ام به اشتباه خود پی برد؛ اما همین زمان کافی بود تا سهم بزرگی از بازار را از دست بدهد. این شرکت پس از آن، هیچ گاه به هدف سهم بازار خود در این عرصه دست نیافت.

در دورهٔ سوم، هر كالا یا خدمت توسط تعدادی عرضه‌كنندگان ارائه می‌شود و بازار از نظر امكان تولید محصول با محدودیتی مواجه نیست. هر بنگاه در صورتی كه نتواند نظر مشتریان را جلب كند، مطلوبیت كالای خود را از دست داده و به زودی سهم بازار را نیز از دست خواهد داد. توسعهٔ امكانات تولید و عرضه و نیز نحوهٔ‌ به ‌كارگیری فناوری‌های نوین، در این عرصه نقش كلیدی در یافتن قابلیت رقابتی توسط بنگاه کسب می‌كند. به علت توسعهٔ امكانات حمل و نقل، توانایی‌های ارتباطات و نیز فناوری‌های نوین در تولید، امكان رشد و توسعهٔ سهم هر یك از رقبا در بازار وجود دارد. امكان كسب سهم بزرگ‌تر از بازار علاوه بر وابستگی به متغیرهای درونی بنگاه، متأثر از دیگر عوامل بیرونی نیز می‌باشد. یكی از این عوامل كه نقش اساسی در تعیین سهم بازار دارد، نگرش مصرف‌كننده به محصول بنگاه و نحوهٔ ارتباط و كسب رضایت وی از آن است.  بقای بنگاه در این شرایط، با درك آن از مشتری و امكان یافتن، جذب، نگهداری و توسعهٔ جمع مشتریان، ارتباط مستقیم دارد.

ب ) قانون اساسی بقا: توجه به مشتری

در دو مثال فوق که مشابه آن بارها و بارها تکرار شده و می‌شود، چه نکته‌ای نهفته است؟

روشن‌ترین استنباط آن است که در موقعیت‌های شرح داده شده، بنگاه اصلیت و محوریت تعیین سلیقه و تصمیم‌گیری برای نوع مصرف کالا برای مصرف‌کننده را در خود می‌دید و آن را متعلق به مشتری نمی‌دانست. در صورتی که در هر یک از سه مورد مذکور، رفتار بعدی بازار نشان داد که تقاضای بالقوه عظیمی برای محصول وجود داشته است.
اهمیت مشتری نه تنها توسط مدیریت بنگاه، بلکه باید توسط همۀ افرادی که در تولید و ارائۀ محصول نقش دارند (یعنی کلیۀ کارکنان) درک شده و به عنوان شرط نخست انجام مسؤولیت‌ها شناخته شود.

  • آنچه مشتری می‌خواهد چیست و چگونه باید به آن دست یافت؟
  • مأموریت و مسؤولیت هر کدام از کارکنان در این جهت چیست؟
  • آیا اساساً این موضوع باید توسط همۀ کارکنان مورد نظر باشد؟

●ارزش‌آفرینی
برای هر مشتری، روی آوردن به کالا یا خدمتی خاص به معنای دریافت و دستیابی به کارکرد و تأمین خواسته‌ای مشخص است. در شرایطی که عرضه‌کنندگان بسیاری همان محصول را ارائه می‌کنند، به چه علت مشتری باید محصول ما را بجوید؟ آنچه مشتری دنبال می‌کند، یک ارزش است که توسط محصول مورد نظر به او عرضه می‌شود. هر گروه از مشتریان از خرید محصولی معین، قصد دستیابی به ارزش مورد نظر خود را دارند و در صورتی که این ارزش توسط کالایی تأمین نشود، مشتریان به آسانی به دیگر عرضه‌کنندگان روی می‌آورند.
در عرصۀ مدیریت ارتباطات با مشتریان، درک مفهوم ارزش‌آفرینی برای مشتری و تلاش در جهت تأمین واقعی آن برای مشتری، در واقع هستۀ اصلی موفقیت را تشکیل می‌دهد. امروز با آنکه در مرحلۀ چهارم از توجه به مشتری در جهان قرار داریم، موارد متواتری از رفتار بنگاه‌ها و تصمیم‌گیری‌های مدیران ما نشان‌دهندۀ استنباط و برداشتی غیر از این است. بهتر است موضوع را کمی بیشتر مورد تأمل قرار دهیم؛ به این منظور باید شاخص‌های رفتاری عرضه‌کننده در هر کدام از چهار مرحلۀ مذکور را بررسی کنیم.

ج ) شاخص‌های شناختی و رفتاری عرضه‌کنندگان در مراحل چهارگانۀ توجه به مشتری

تاکنون مطالعات و بررسی‌های چندانی روی ویژگی‌های بنگاه‌ها در دوران‌های گوناگون از نظر منشا و ریشه‌های رفتار آنان با مشتری صورت نگرفته است. در این موقعیت، شرکت هاست ایرانی با اشاره‌ای مختصر به ویژگی‌های عناصر  شناختی بنگاه‌ها در روابط با مشتریان، در این عرصه تأملی خواهیم داشت. این بررسی برای هر کدام از دوران‌های متفاوت در سیر نگرش به مشتری و ارتباطات با او، دنبال می‌شود.طبعاً در دوران نخست به علت آنکه مشتری، نوعاً خود عرضه‌کنندۀ کالا نیز بوده است، شاخصۀ روشنی قابل ذکر نیست.

۱ ـ شاخصه‌های دوران دوم

در این دوره طبعاً شاخصه‌ها و ویژگی‌های اصلی مورد نیاز برای کارکرد مناسب و کیفیت مطلوب محصول توسط تولیدکننده و عرضه‌کنندۀ آن مشخص می‌شود. مشتری نقش روشنی در تعیین معیارها برای این ویژگی‌ها ندارد؛ چرا که هنوز ساختارهای بازار و شبکه‌های توزیع به آن درجه از رشد نرسیده‌اند که برای متقاضیان مقایسه و انتخاب کالا از میان طیفی از موارد مشابه قابل حصول باشد. بنابراین هر آنچه که توسط عرضه‌کننده ارائه می‌شود، به ناچار توسط مصرف‌کننده جذب خواهد شد. مهم‌ترین شاخصه‌ها در این دوران عبارتند از:
[▪] در بازار:
ـ عدم گستردگی بازار
ـ نبود تنوع در گونه‌های محصول
ـ تغییرات بطئی و تدریجی در سلائق و رفتار مصرف‌کنندگان
ـ ثبات نسبی در تعداد عرضه‌کنندگان
ـ ثبات نسبی در رفتار عرضه‌کنندگان
ـ تغییرات تدریجی در سهم بازار ( محلی ) هر کدام از عرضه‌کنندگان

[▪] در میان عرضه‌کنندگان (وجوه شناختی):

ـ ما آنچه را که می‌توانیم برای تولید محصول خود انجام می‌دهیم.
ـ تشخیص مطلوبیت محصول تولید شده با خود ماست.
ـ نارضایتی مشتری تأثیری بر کیفیت و نوع رفتار عرضه‌کننده ندارد.
ـ مشتری وسیله‌ای برای خوشبختی عرضه‌کننده است.
ـ چیزی به نام قدرت درک و شناخت مشتری معنا ندارد.
ـ ما هر چه بتوانیم تولید می‌کنیم؛ مشتری خودش ما را پیدا خواهد کرد. ما اصراری در جستجو برای مشتری نداریم.

۲ ـ شاخصه‌های دوران سوم
به علت آنکه تولیدکنندگان و عرضه‌کنندگان هر کدام تلاش وافر در تولید بیشتر و بهتر دارند، طبعاً رقابت عامل اصلی ارتقای کیفیت در جهت کسب رضایت مشتری است. به هر روی، عرضه‌کنندگان به دنبال افرایش سهم بازار یا ازدیاد سود خود هستند؛ اما مهم‌ترین عامل برای آنان نوعاً بهره‌گیری از فناوری بالاتر در تولید یا عرضه یا استفاده از امکانات برتر حمل و نقل و ارتباطات است. در این دوران، هنوز شرایط بازار در حدی نیست که عدم تمرکز پیشرفته روی نیازمندی‌ها و رضایت مشتری بلافاصله منجر به تهدیدی برای بقای بنگاه باشد. مهم‌ترین جنبه‌های ویژگی‌ها در این دوران به قرار زیر است:
[▪] در بازار:
ـ گستردگی نسبی از نظر جغرافیایی و تنوع محصولات مشابه
ـ ظهور قدرت بنگاه‌ها در توافق یا کنترل بخش‌هایی از بازار
ـ قابلیت ورود یا خروج نسبتاً آسان‌تر رقبا
ـ وجود روند رو به رشد اهمیت سلائق و نیازمندی‌های مصرف‌کنندگان

[▪] در میان عرضه‌کنندگان (وجوه شناختی):
ـ مشتری حق انتخاب کالای مورد نظر خود را از میان انبوهی از کالاهای مشابه دارد.
ـ با توجه به امکانات در دسترس، محصولی را که ما تولید می‌کنیم، بهترین است.
ـ بسیاری از مشتریان قدرت درک و شناخت مناسبی در تشخیص کیفیت بالا در کالاهای مشابه ندارند.
ـ برای پیشرفت در تجارت، مهم‌ترین نکته آن است که به هر طریق بتوانیم کالای بیشتری به فروش برسانیم.
ـ مصرف‌کنندگان و مشتریان ما هنوز به آن حد از رشد نرسیده‌اند که برای نوع تولید یا کیفیت کالای ما تعیین تکلیف کنند.
ـ کیفیت و مطلوبیت مناسب محصولمان را ما تشخیص می‌دهیم، نه مشتری.
ـ ما می‌توانیم در فرایندها، سازوکارها و فعالیت‌های درونی بنگاه، با نگرش دیگر به مشتری و در بیرون با نگرش مطلوب به مشتری ماندگار باشیم.
ـ ما فعالیت می‌کنیم تا با فروش کالا یا خدمات به مشتریان خوشبخت شویم.

۳ ـ شاخصه‌های دوران چهارم
در این دوران اساساً نوع روابط عرضه‌کنندگان با مشتری تغییر کرده است. مشتریان به واسطۀ افزایش آگاهی و نیز سازماندهی ساختارهای حفظ منافع خویش، به آسانی سلائق و خواسته‌های خود را بر عرضه‌کنندگان تحمیل کرده‌اند. برای عرضه‌کنندگان در شرایط رقابتی، چاره‌ای به جز تلاش مداوم برای جلب مشتری از طریق تأمین خواسته‌ها و نیازمندی‌های او وجود ندارد. هر گونه بی‌توجهی به خواست و سلائق مشتری مستقیماً بر سهم بازار عرضه‌کننده و در نهایت، بر بقای آن اثرگذار است. بارزترین ویژگی‌های این دوران عبارتند از:

[▪] در بازار:
ـ همۀ عرضه‌کنندگان در شرایط حداکثر تلاش برای بهینه کردن کالای خود می‌باشند.
ـ هیچ عرضه‌کننده‌ای به طور اتفاقی و تصادفی امکان پیشرفت و موفقیت در بازار ندارد.
ـ مهم‌ترین نیروی تعیین‌کنندۀ تعادل عرضه و تقاضا در بازار و قیمت محصولات، کیفیت آن است.
ـ ویژگی‌های کیفیت محصولات توسط مشتریان تعیین می‌شود.
ـ عامل بیرونی در بقا و رشد عرضه‌کنندگان، در رضایت مشتری نهفته است.

[▪]  در میان عرضه‌کنندگان (وجوه شناختی):
ـ ما خوشبختی خود را در کسب و جلب رضایت مصرف‌کنندگان و مشتریان می‌بینیم.
ـ تمامی تلاش ما در آگاهی از سلائق و نظرات مصرف‌کنندگان و تغییر خود در جهت تأمین آن متمرکز شده است.
ـ کیفیت مناسب و عوامل رضایت مشتری توسط ما تعیین نمی‌شود، بلکه توسط مشتری مشخص می‌شود.
ـ مشتری و مصرف‌کننده، آگاهی بالا و قدرت تشخیص قوی در شناسایی محصول برتر دارد.
ـ هیچ فعالیت، فرایند، رفتار یا سازوکاری در درون بنگاه بدون توجه کامل به اهمیت نخست مشتری مجاز نیست.
ـ ما به فعالیت می‌پردازیم تا با برآوردن نیازهای مصرف‌کننده و حل مشکلات او خوشبخت شویم.

د ) نتیجه‌گیری: تأمل در شناخت خویش از مشتری
خلاصه‌ای از مطالب فوق، در نمودار زیر ارائه شده است. اساسی‌ترین مفهومی که در این بحث باید مد نظر باشد، روند تحول شناختی تولیدکنندگان و عرضه‌کنندگان در مفهوم مشتری و رفتار و رضایت اوست. به روشنی قابل درک است که یکی از رموز موفقیت بنگاه‌ها در شرایط کنونی، ارتقا به درک مناسب از شرایط بازار و اهمیت تعیین‌کنندۀ رضایت مشتری است. برای دستیابی به نتیجه‌گیری مشخص از بحث انجام شده، مطلب را با چند پرسش به پایان می‌بریم. به منظور استفادۀ مؤثر از تفکر درباره پاسخ این پرسش‌ها، لازم است که این بار به خود و سازمان خود از بالا بنگرید و در صدد دفاع از خویش برنیایید:

  • ۱ ـ شما تاکنون چه درکی از مشتری داشته‌اید؟ دیدگاه شما در این موضوع به دیدگاه‌های کدام یک از دوران‌های اشاره شده، نزدیک بوده است؟
  • ۲ ـ با مرور و یادآوری اجمالی رفتار چند بنگاهی که می‌شناسید، تعیین کنید که نگرش آنان به کدام دوران مربوط است.
  • ۳ ـ بنگاه یا سازمانی که شما در آن فعالیت می‌کنید، چه نگرشی به مشتری دارد و این نگرش متعلق به دیدگاه کدام دوران است؟
  • ۴ ـ در فرایندهای درونی سازمان شما و در انجام فعالیت‌های معمول روزانه، درک مدیران و دیگر کارکنان از مشتری مربوط به کدام دوران می‌باشد؟
  • ۵ ـ اگر معتقد شده‌اید که دیدگاه شما به دوران چهارم متعلق نیست، فکر می‌کنید با چه تمهیداتی بتوانید دیدگاه خود را به شرایط امروزین برسانید؟
  • ۶ ـ اگر شخص دیگری از این دیدگاه برخوردار نباشد (با توجه به اینکه در کدام دوران به سر می‌برد)، آیا اساساً امیدی به تغییر دیدگاه او وجود دارد؟ چگونه و با چه راهکارهایی می‌توان او را به دیدگاه امروزین نگرش به مشتری منتقل کرد؟
  • ۷ ـ بنگاه‌هایی که دیدگاهی به جز دیدگاه دوران چهارم را دارند، در رفتار بیرونی خود مرتکب چه اشتباهاتی می‌شوند؟
  • ۸ ـ اشخاصی با دیدگاه‌های دوران دوم و سوم، از نظر شخصیتی و ارزش‌های درونی فردی، نوعاً چه تفاوت‌هایی با دوران چهارم دارند؟
  • ۹ ـ نگرش نوع چهارم در دیگر جنبه‌های رفتار حرفه‌ای و خصوصیات روانی انسان‌ها در سازمان، چه تأثیراتی دارد؟
  • ۱۰ـ اساسی‌ترین مقولات در جلب مشتری، نگهداری وی و حفظ وفاداری او به بنگاه، در چه موضوعاتی نهفته است:

 

چه مواردی را در تحلیل بازار لحاظ کنیم

تحلیل بازار درطرح کسب ‌وکار ( Business plan ) باید اطلاعات بازار و صنعت، همچنین کلیه‌ی نتایج و یافته‌های تحقیق را نشان دهد. بخش تحلیل بازار معمولا بعد از بخش «توصیف شرکت» در طرح کسب ‌وکار ارائه می‌شود.

چه مواردی را در تحلیل بازار لحاظ کنیم؟
توصیف و چشم‌اندازی از صنعت

در تحلیل بازار ابتدا باید در مورد صنعتی که در آن فعالیت دارید، توضیح دهید. بیان مواردی مانند اندازه‌ی کنونی صنعت، نرخ رشد زمانی و همچنین روندهای صنعت و… ( برای مثال: چرخه‌ی عمر شرکت در چه مرحله‌ای است؟ نرخ رشد پیش‌ بینی ‌شده چقدر است؟ ) سپس گروه‌های اصلی مشتریان  را در صنعت خود مشخص کنید.

اطلاعات مربوط به بازار هدف شما

بازار هدف خود را به طور دقیق مشخص کنید تا به راحتی قابل کنترل باشد. اشتباه بیشتر کسب ‌وکارها این است که سعی می‌کنند بازارهای هدف زیادی را هم زمان جذب کنند.

اطلاعات زیر را در مورد بازار هدف خود بدست آورید :
۱ ) تفکیک ویژگی‌های بازار هدف

نیازهای اصلی مشتریان بالقوه‌ی شما چیست؟ آیا این نیازها برآورده شده است؟ اطلاعات جمعیت شناختی بازار هدف شما چیست و در کجا زندگی می‌کنند؟ آیا روندهای خرید دوره‌ای یا فصلی موجود در بازار، بر کسب ‌وکار شما مؤثر است؟

۲ ) اندازه‌ی اولیه‌ی بازار هدف

علاوه بر اندازه‌ی بازار هدف شما، چه اطلاعاتی دیگری در مورد خریدهای سالانه در صنعت خود می‌توانید بدست بیاورید؟ نرخ رشد پیش بینی شده بازار برای گروه هدف شما چقدر است؟

۳ ) چه سهمی از بازار را می‌توانید کسب کنید؟

درصد سهم بازار و تعداد مشتریانی که در یک منطقه‌ی جغرافیایی مشخص می‌توانید به دست بیاورید، چقدر است؟ نتایج بدست آمده از این اطلاعات را در طرح کسب‌ وکار خود منظور کنید.

۴ ) اهداف قیمت گذاری و حاشیه‌ی سود ناخالص

ساختار قیمت گذاری، سطوح حاشیه‌ی سود ناخالص و تخفیفات مورد استفاده در کسب‌ وکار خود را توضیح دهید.

بعد از جمع آوری اطلاعات مربوط به بررسی‌های بازار و تحقیقات تکمیل شده، تنها بر روی نتایج آن تمرکز کرده و هرگونه جزئیات دیگر را در ضمیمه «طرح کسب‌ وکار» خود بیاورید.

تحلیل رقابتی

برای تحلیل رقابتی در فرآیند تحلیل بازار، شما باید رقبای کسب ‌وکار خود را با استفاده از خط محصول یا خدمت و بخش بازار خود شناسایی کنید و ویژگی‌های رقابتی زیر را بررسی و ارزیابی نمایید.

  • سهم بازار رقبا
  • نقاط ضعف و قوت رقبا
  • اهمیت بازار هدف کسب ‌وکار شما برای رقبا چقدر است؟
  • چه موانعی برای ورود شما به بازار وجود دارد؟
  • فرصت‌های مطلوب شما برای ورود به بازار چیست؟
  • آیا رقبای فرعی یا غیرمستقیمی وجود دارند که موفقیت شما را تحت تأثیر قرار دهند؟
  • چه موانعی برای بازاریابی اینترنتی کسب‌ وکار شما وجود دارد؟ ( برای مثال تغییرات فناوری، هزینه‌ی بالای سرمایه گذاری و کمبود پرسنل ماهر )

محدودیت‌های قانونی در تحلیل بازار

نحوه‌ی برخورد شما با الزامات قانونی دولتی و خصوصی که کسب ‌وکار شما را تحت تأثیر قرار می‌دهد، چگونه است؟ این قانونمندی برای کسب ‌وکار شما چه هزینه‌هایی به دنبال خواهد داشت؟

برای تهیه یک طرح کسب ‌وکار ( business plan ) کامل باید تمامی موارد فوق را در بخش تحلیل بازار منظور کنید.

سی آر ام تحلیلی

CRM تحلیلی مسائلی چون: بدست آوردن، ذخیره سازی، استخراج، یکپارچه سازی، تفسیر، توزیع، استفاده و گزارش داده های مربوط به مشتری به منظور ارتقای ارزش از دیدگاه سازمان و مشتری را فراهم می کند. داده های مربوط به مشتری ممکن است در مخازن گستره ی سازمان مثل داده های فروش (تاریخچه ی‌خرید)، داده های مالی (تاریخچه‌ی پرداخت، امتیاز اعتبار)، داده های بازاریابی (داده های پروژه های بازاریابی، شماهای وفاداری) و داده های سرویس دهی یافت شوند.به این مخازن داده ی داخلی، داده هایی از منابع خارجی نیز می توان افزود. به عنوان مثال: داده های Geo-demographic و شیوه ی زندگی از سازمانهای کسب و کار هوشمند.

با ابزارهای نرم افزار کاربردی داده کاوی، یک سازمان می تواند این داده ها را با پرسش و پاسخ های هوشمند مورد تحقیق قرار دهد و برای سوالاتی چون: با ارزشترین مشتریان چه کسانی هستند؟ کدام مشتریان بیشترین تمایل را برای پیوست به رقبا دارند؟ کدام مشتریان بیشتر علاقه را برای واکنش به یک پیشنهاد ویژه دارند؟ پاسخ مناسبی فراهم آورد.

prm-2

سی آر ام تحلیلی به هنوان بخشی لازم الاجرا در بسیاری پیاده سازی های CRM شناخته شده است. اما نوع عملیاتی آن در تلاش است تا بدون اطلاعات کامل در مورد مشتری به کارآیی کامل برسد.

CRM عملیاتی می تواند سازمانها را برای تصمیم گیری در مورد اینکه روشهای فروش باید بین کدام گروههای مشتریان تفاوت کند، هدایت می کند. به مشتریان با ارزش باالقوه ی بالاتر، ممکن است فروش چهره به چهره پیشنهاد شود، به مشتریان با ارزش پایین تر ممکن است با فروش از راه دور تماس حاصل کرد. علاوه بر این احتمالا برای بخشی خاص، با استفاده از تحلیل مشتری، محتوا و سبک ارتباطات مشتریان می تواند سازگار گردد؛ انجام این کار احتمال اینکه یک پیشنهاد ارائه شده، توسط مشری پذیرفته شود را بالاتر می برد.

از دیدگاه مشتری، CRM تحلیلی می تواند راه حل های به موقع و شخصی سازی شده ای را برای حل مشکلات مشتری ارائه دهد، بنا بر این رضایت مشتری را زیاد می کند. از دیدگاه شرکت، CRM تحلیلی منظره ای از برنامه های قوی تر فروش چند محصولی و فروش تزایدی و برنامه های موثرتر حفظ و جذب مشتری را پیشنهاد می دهد.

سی آر ام مشارکتی

CRM مشاركتي، عبارت است از توصيف همكاري استراتژيك و تاكتيكي سازمانهاي عموماً جدا در زنجيره ي تأمين، براي شناسایی، جذب، حفظ و توسعه ي پر سود تر مشتريان. به عنوان مثال، توليد كنندگان كالاهاي مصرف كننده و خرده فروشان، براي خدمت  مؤثر تر ميتوانند افراد، فرايندها و فناوري ها را براي خدمت مؤثرتر و كارآتر به خريداران هم تراز كنند. آنها از روشهايي چون بازاريابي مشترک، مدیریت طبقه، پیش بینی مشارکتی، توسعه مشترك محصول جديد و تحقيقات بازاريابي مشترك استفاده مي كنند.

CRM تعاملی از فناوری های سی آر ام، براي ارتباط برقر ار كردن و داد و ستد در مرزهاي سازمان استفاده مي كند.

prm-1

اگرچه فناوری های سنتی ای چون: پست دریایی، پست هوايي، تلفن و نمابر قادرند تا اين كارها را انجام دهند، اما فناوري هاي امروزي تري چون تبادل الکترونیکی داده  EDI، پورتالها، کسب و کار الکترونیک، صوت از طریق پروتکل اینترنتی VOIP، برگزاری کنفرانس، اتاقهای چت، فرومهای وبی و ایمیل به این نوع ارتباطات و داد و ستد اطلاق می شود. CRM تعاملي امكان به اشتراك گذاري اطلاعات با ارزش تري را در طول زنجيره ي تأمين مي دهد.

برخی فروشندگان فناوری  CRM، نرم افزارهای کاربردی مدیریت ارتباط با شریک را توسعه داده اند که شرکت ها را قادر می سازد تا نظامهای زیست بومی پیچیده ی کانال شریک را مدیریت و هزینه های مدیریت شریک یا کانال را کاهش دهند. برنامه های کاربردی PRM اغلب برای مدیریت ترفیع های شریک، استفاده می شدند. یک تولیدکننده ی کالاهای مشتریان می تواند دو جین یا بیشتر برنامه های تبلیغاتی مختلف همکاری داشته باشد که به طور همزمان در حال اجرا هستند. PRM به شرکت ها اجازه می دهد تا توزیع سرمایه گذاری را مدریت کنند. ترفیعات را برنامه ریزی و کنترل کرده و خروجی ها ر اندازه بگیرند. گاهی اوقات عبارت CRM تعاملی برای توصیف کاربرد فناوری های مشابه در ارتباط داخلی، مثلا بین عملیات فروش، بازاریابی یا خدمات رسانی استفاده می شود.

مدیریت فروش

هدف تمام شركتهای انتفاعی، افزایش فروش از طریق ارضای نیازها و خواسته های بازار و مصرف كنندگان در بلندمدت است. مدیریت فروش در رسیدن به این هدف نقش مهمی را در مجموعه فعالیتهای بازاریابی ایفا می كند.
فروشندگان امروز بیش از گذشته قدرتی پویا در دنیای تجارت محسوب می شوند و تلاشهای آنها اثر مستقیم بر فعالیتهای متنوع و مختلف شركت دارد.آنها محصولات شركت را به مشتریان معرفی می كنند، سفارشهای فروش را كه منجر به ارسال محصولات برای مشتریان می شود دریافت می كنند، موقعیت محصولات شركت را در بازار حفظ می كنند، وضعیت رقبا را ارزیابی می كنند و نهایتاً زمینه های موفقیت و پیشرفت شركت را فراهم می آورند. شركتها برای فروش محصولات خود شیوه مناسبی را اتخاذ می كنند. آنها یا از فروشندگان مستقیم خود برای فروش استفاده می كنند و یا برای این منظور از فروشندگان قراردادی استفاده می كنند. در هر دو شیوه، مدیران فروش بایستی مدیریت بر فروش و نیروی فروش را جدی بگیرند.

● مدیریت فروش چیست ؟
مدیریت فروش از مباحثی است كه در سالهای اخیر مطرح شده و بیشتر به برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و كنترل نیروی فروش تاكید می كند.

● برای درك و اهمیت مدیریت فروش، ابتدا باید مشخص كرد فروش چیست ؟
فروش عبارت است از كمك كردن به مشتری به منظور خرید چیزی كه آن را برای رفع نیازهای خود می خواهد.
فروش دارای سه مرحله زیر است:
▪ درك نیازهای مشتری
▪ ارائه راه حلی برای رفع این نیازها
▪ كسب رضایت مشتری
كالاها و خدمات توسط شركتها تولید و روانه بازار می شود و با انجام عملیات فروش توسط فروشندگان به‌دست خریداران رسانده می شود. فروشندگان نقش پل ارتباطی بین تولید كننده و مصرف كننده را بازی می كنند، پس فعالیتهای فروشندگان می‌بایست توسط مدیران فروش به نحوی مقتضی، برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و كنترل شود.

● وظایف مدیر فروش چیست؟
اساساً وظایف مدیر فروش نیز همانند هر مدیر دیگری شامل برنامه ریزی، سازماندهی، گزینش نیروی انسانی و انگیزش، هدایت و كنترل نیروهای تحت سرپرستی خود است.
مدیر فروش باید اهداف فروش را مشخص كند و این اهداف را با اهداف بازاریابی و اهداف كل شركت هماهنگ سازد. به‌عبارت دیگر، اهداف بازاریابی شركت به اهداف فروش تبدیل می شود. اهداف فروش نیز حجم فروش را با توجه به هر خط تولید تعیین می كند. اهداف فروش را می توان برحسب مبالغ فروش یا واحدهای فروش رفته تعیین كرد. این اهداف را می توان برحسب مناطق فروش، انواع مصرف كنندگان و دوره های زمانی نیز تقسیم بندی كرد. به‌علاوه اهداف را می‌بایست همواره ارزیابی، نظارت و كنترل و در صورت لزوم آنها را تعدیل كرد، تا از طریق فروش، سودكافی حاصل شود.
مدیر فروش همچنین بخشی از اوقات خود را جهت رسیدگی به موارد زیر اختصاص می دهد.
۱) گزینش و استخدام افراد مورد نیاز برای تكمیل نیروی فروش.
۲) فراهم نمودن امكانات جهت آموزش كافی برای نیروی فروش خود.
۳) اطمینان از اینكه سیاستها و برنامه های حقوق و دستمزد موجب انگیزش جهت فروش بیشتر در پرسنل فروش می شود.
۴) ارزیابی هر چند وقت یكبار از عملكرد نیروی فروش.
در زیر هر یك از وظایف مدیران فروش را به تفكیك در حوزه عملیات مدیریت فروش مورد بررسی قرار گرفته است.

● برنامه ریزی
مدیران فروش در عملیات خود ابتدا بایستی به برنامه ریزی فروش بپردازند. فرایند برنامه ریزی عبارت است از مجموعه‌ای از تصمیمات به هم پیوسته كه در نهایت تصویر تمام نمایی از مراحل عملیات به دست می دهد. البته لازم به یادآوری است كه برنامه ریزی فروش باید به دقت با برنامه ریزی كلی شركت هماهنگ و در چارچوب آن باشد.
اهمیت برنامه ریزی به معنای تفكر پیشاپیش و پیش بینی راه حلهای احتمالی آینده است. یكی از اهرمهای عالی برنامه ریزی فروش كه مورد استفاده مدیران فروش می تواند قرار گیرد، تدوین بودجه دقیق فروش و هزینه های توزیع و فروش، تعیین مناطق فروش و ایجاد سهمیه های فروش برای فروشندگان است. برای تدوین بودجه فروش بایستی مدیران فروش دست به پیش بینی فروش بزنند.
پیش بینی فروش یك تخمین از فروش های نقدی یا واحدهای فیزیكی بر پایه یك دوره زمانی معین در آینده تحت یك برنامه بازاریابی طراحی شده و مجموعه مفروضاتی از شرایط و عوامل محیطی است. اساساً پیش بینی بودجه فروش، پایه و اساس تمام برنامه ریزیهای عملیاتی یك شركت را تشكیل می دهد.

● سازماندهی
دومین وظیفه مدیر فروش سازماندهی است كه كاری بس دشوار و حساس و نسبت به مسائل موجود در فعالیتهای تجاری و بازرگانی، نیازمند دانش و تجربه بالا است. سازماندهی در صورتی به درستی انجام می شود، كه فرایند طرح ریزی به دقت انجام و اهداف شركت به‌طور كلی و اهداف بخش فروش به‌طور ویژه مشخص شده باشد.
مدیر فروش باید به خوبی بخش خود را سازماندهی كند تا به نحو مطلوب و موثری وظایف متعدد و متنوع بخش فروش به انجام رسد. زمانی كه ساختار سازمانی بخش فروش به خوبی طراحی شود، خطوط گزارش دهی و روابط كاری، مسئولیتها و اختیارات، تفویض اختیار، روشها وكنترل ها مشخص خواهد شد. مجموع این عوامل موجب می شود كه تیم فروش با یكدیگر به خوبی همكاری و در جهت اهداف شركت به نحو موثری حركت كنند.

● تامین نیروی انسانی
فروش عملی است كه به نیروی انسانی نیاز دارد و خدمات كامپیوتری نمی تواند آن را از انسان بی نیاز كند. چنانچه قرار باشد عملیات فروش به نحو مطلوبی صورت گیرد، در درجه اول تواناییها، دانش، معلومات و كوشش جمعی افراد استخدام شده در بخش فروش اهمیت می‌یابد.
موفقیت آمیز بودن عملیات فروش به انتخاب و گزینش صحیح فروشندگان بستگی دارد و بنابراین مدیر فروش باید به امر انتخاب و به كارگیری، آموزش و سیستم پرداخت حقوق و مزایای فروشندگان توجه زیادی مبذول دارد. مدیر فروش برای تامین نیروی انسانی مورد نیاز به برنامه ریزی نیاز دارد تا از طریق آن بتواند نیروی متخصص مورد نیاز خود را به نحو مطلوب انتخاب كند.
یكی از مسائل مهم در برنامه ریزی نیروی انسانی، مسئله آموزش نیروی انسانی است. مدیران فروش با برگزاری دوره های آموزشی مختلف سعی می كنند كه شناخت فروشندگان از ساختار شركت، محصولات، اهداف و برنامه ها، مشتریان و شیوه های فروش افزایش یابد.

● هدایت
وظیفه دیگر مدیر فروش، اداره و مدیریت بر نیروی فروش است. او باید نیروهای انتخاب شده برای پست های مختلف بخش فروش را به گونه ای هدایت كند كه به نحو مطلوبی انتظارات شركت را تحقق بخشند.
اصولا مدیران فروش با تخصیص مناطق فروش و سهمیه فروش برای فروشندگان می توانند فرایند عملیات فروش آنها را هدایت كنند.
مناطق فروش عبارت است از حوزه جغرافیایی تخصیص داده شده به فروشنده جهت انجام فعالیتهای فروش. سهمیه فروش نیز عبارت است از تخصیص بخشی از فروش كل شركت به یك فروشنده یا یك منطقه خاص.

● كنترل
برای اطمینان از اینكه فعالیتهای نیروی فروش در چهارچوب برنامه ریزی انجام شده صورت می پذیرد، از عنصر كنترل در فرایند مدیریت فروش استفاده می شود. كنترل به معنای مقایسه نتایج به‌دست آمده با نتایج مورد انتظار و بررسی علل مغایرت آنهاست.

● فرایند مدیریت فروش
به‌طور كلی فرایند مدیریت فروش شامل ۵ مرحله زیر است:
▪ تعریف و ایجاد پایگاه اطلاعاتی به منظور جمع آوری اطلاعات مربوط به فروش
در این گام با مطالعه داده های مربوط به فروش محصولات مختلف شركت، پایگاه اطلاعاتی تعریف و ایجاد می شود. در این پایگاه كلیه اطلاعات لازم جمع آوری می شود.
▪ تحلیل اطلاعات و به‌دست آوردن روندهای مختلف
در این مرحله با انجام تحلیلهای مختلف بر روی داده های فروش روندهای مختلف به‌دست می آید. در این گام از تكنیك های مختلف آماری جهت تحلیل اطلاعات استفاده می شود.
▪ پیش بینی فروشهای آتی براساس روندهای قبلی
در اینجا براساس روندهای قبلی، میزان فروشهای آتی تخمین زده می شود. اهداف بازاریابی شركت نیز در تعیین این میزان است.
▪ تعیین سهمیه و مناطق فروش
در این گام بازار هدف شركت به مناطق مختلف تقسیم شده و بر اساس این مناطق سهمیه فروش تعیین خواهد شد.
▪ تعیین تعداد فروشندگان و عاملان فروش
در مرحله پایانی تعداد فروشندگان و عاملان فروش بر اساس سهمیه های فروش تعیین می شوند.

شادی گلچین فر
امیر بختائی
كارشناسان بخش مشاوره و تحقیق سازمان مدیریت صنعتی
منبع : ماهنامه تدبیر